آداب و رسوم و آئین‌ها در استان یزد

كثريت مردم استان يزد پيرو دين اسلام و شيعه اثنى عشرى هستند. به همين خاطر نيز مجموعه مراسم و آيين‏هاى ملى مردم تحت تاثير رفتارها و كنش‏هاى فرهنگى اسلامى صورت مى‏گيرد. مراسم عروسى، اعياد ملى و مذهبى نظير عيد نوروز، عيد فطر و غدير خم، عيد مبعث، روزهاى تولد ائمه اطهار و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، مراسم عزادارى محرم و صفر و مراسم ماه مبارك رمضان هم‏چون ساير نقاط ايران به طرزى باشكوه و مفصل برگزار مى‏شود. زرتشتيان بر اين باورند كه فروهر در گذشتگان از ده روز پيش از نوروز براى ديدار بستگان خود به زمين مى‏آيند و پس از سركشى و اقامت، دوباره به جايگاه خود باز مى‏گردند. بنابراين زرتشتيان از اوايل ماه اسفند خانه تكانى و پاكسازى محيط زندگى خود را آغاز مى‏كنند. پوشاك و وسايل تازه به خانه مى‏آورند و مقدمات جشن و شادى را فراهم مى‏سازند. در شب پيش از نوروز با افروختن آتش در بالاى خانه‏ها، بازگشت فروهر از زمين را بدرقه مى‏نمايند و با نيايش هايشان، خشنودى آنان و باز آمدنشان را در سال بعد آرزو مى‏كنند. يكى دو ماه پيش از نوروز، خانواده‏ها براى تهيه پوشاك افراد خانواده تلاش مى‏كنند، علاوه بر خانه تكانى، شيرينى و آجيل نوروزى را آماده مى‏كنند و سبزه نوروزى را مى‏كارند. ده روز مانده به نوروز پنجه كوچك آغاز مى‏شود و تا پايان روز انارام و اسفند ماه به مدت پنج شبانه روز ادامه مى‏يابد. در اين زمان خانه و كاشانه براى برگزارى نوروز آماده مى‏گردد. پنج روز پايان سال، پنجه بزرگ نام دارد. اين پنج روز جزء ماه گاتابيو به حساب مى‏آيد و ويژه برگزارى گاهنبار چهره همس پَت مَيديم يا گاهنبار پنجه است. خويشاوندان و همسايگان در تدارك مراسم پنجه و نوروز به ويژه تهيه نان و خوراكى‏هاى سنتى يكديگر را يارى مى‏نمايند. براى سفره نوروزى، نان معمولى، نان شير و كماچ تهيه مى‏گردد. مراسم پنجه و ساير مراسم مذهبى زرتشتيان در محلى از منزل به نام پسكم برگزار مى‏شود. زمان برگزارى مراسم پنجه پسكم را جارو كرده و با محلول سفيد رنگى، زمين و ديوارهاى پسكم را مى‏آرايند. اين محلول از آب و گِل سفيد كه نوعى گِل معدنى است تهيه مى‏شود. همچنين مقدارى از اين محلول را بر خشت خامى كه در مراسم مربوط به درگذشتگان به كار مى‏رود، مى‏مالند و آنرا در قسمت جلو و ميانى پسكم قرار مى‏دهند. در كنار اين خشت سفيد شده، سفره‏اى پهن كرده و تاس روزين، آب، كَلَچه (گلدان مسى يا آلومينيومى) محتوى مورد (گياهى خشبو و هميشه سبز) و آتشدان پر از آتش، سينى ميوه، سبزى خوراكى‏هاى تهيه شده و... را به طور منظم روى آن مى‏چينند. پس از آن موبد در مراسم حضور مى‏يابد و نيايش اوستايى آفرينگان گاهنبار را مى‏سرايد و همه اهل خانه نيز به طور جمعى و همنوا با موبد به نيايش و ستايش پروردگار مى‏پردازند. پيش از سال تحويل سفره نوروزى را مى‏گسترانند. در اين سفره نيز علاوه بر نمادهايى از امشا سپندان، كتاب اوستا، آينه، گلابدان، كاسه پالوده، تخم مرغ ساده و رنگ كرده، چند نوع خشكبار ترش مزه، مقدارى پسته و فندوق و آجيل، مقدارى سبزى خوردن و پنير، كاهو، كوزه سفالى پر از آب و انواع ميوه و شيرينى وجود دارد. همچنين در اين سفره هفت سين نيز فراهم مى‏شود. قبل از تحويل سال نو، همه اهل خانه، سر و تن خود را مى‏شويند، لباس‏هاى نو مى‏پوشند و گرداگرد سفره نوروزى مى‏نشينند، چند دقيقه مانده به تحويل سال، با اشاره پدر خانواده، همه با هم سرودهايى از اوستا را كه در سپاس و ستايش اهورامزدا و ستايش زندگى و آفريده‏هاى نيك اهورايى است زمزمه وار مى‏خوانند. سپس همه به خود گلاب مى‏زنند و در آينه نگاه مى‏كنند و به يكديگر شادباش مى‏گويند. پدر خانواده نيز به ديگران اسكناس نو عيدى مى‏دهد. در نخستين روز سال نو همه مردم محل به آتشكده محل زندگى خود مى‏روند تا روز نو و سال نو را با وحدت و همبستگى در مكانى مقدس با نيايش به درگاه خداوند آغاز كنند. ديد و بازديدهاى نوروزى از روز اول فروردين ماه آغاز مى‏گردد و تا روز بيست و يكم فروردين ماه ادامه مى‏يابد. روز ششم فروردين، خور داد نام دارد. در اين روز پيامبر ايرانى ـ زرتشت ـ متولد شده است. در سن چهل سالگى در همين روز به پيامبرى برگزيده شده است. بنابراين زرتشتيان اين روز را جشن مى‏گيرند و گرامى مى‏دارند. آنها در اين روز به نيايش گاه‏ها و آدريان محل سكونت خود مى‏روند و ضمن تهيه آش رشته و ديگر خوراكى‏هاى سنتى، مراسم آفرينگان و جشن خوانى را اجرا مى‏نمايند. سيزده نوروز سيزدهمين روز از ماه فروردين تير يا تشتر نام دارد. ايزد يا تشتر كه در اوستا يشنى هم به نام آن وجود دارد ايزد باران است. براى اينكه ايزد باران در سال جديد پيروز شود و ديو خشكسالى نابود گردد بايد مردمان در نيايش روز تير ايزد از ايزد ياد كنند و از او درخواست باران نمايند. زرتشتيان از بامداد روز تشتر ايزد، سفره نوروزى را بر مى‏چينند و خوراكى‏هاى سفره را با خود به طبيعت مى‏برند و سبزه‏هاى سفره را نيز به دشت و صحرا و كنار چشمه و يا آب روان مى‏برند و به آب مى‏اندازند تا خشنودى ايزد آب (آناهيتا) و ايزد باران (تير) را فراهم آورند و سالى پر بركت و خرم داشته باشند. روز قبل از سيزده «ماه» و روز بعد از سيزده «گوش» ناميده مى‏شود. اين دو روز نَبُر نام دارند. در روزهاى نَبُر زرتشتيان هيچ گونه خوراكى كه در آن گوشت باشد مصرف نمى‏كنند. روزهاى نبر عبارتند از: وهمن، ماه، گوش و رام هستند. جشن فروردينگان زرتشتيان در هر ماه هنگامى كه نام روز با نام ماه برابر مى‏شود آن روز را جشن مى‏گيرند و هر يك از اين جشن‏ها را به مناسبتى برگزار مى‏نمايند. نخستين جشن ماهيانه در هر سال فروردينگان نام دارد. روز فروردين از ماه فروردين برابر با نوزدهم فروردين است و به آن فرودگ هم مى‏گويند. اين جشن به فَروَهر پاك در گذشتگان و نياكان مربوط است و همه براى شادى روان و فَرَوَهر در گذشته خود، به آرامگاه مى‏روند. در اين مراسم موبدان لباس سفيد ويژه اجراى مراسم مذهبى را بر تن مى‏كنند و آفرينگان خوانى را به صورت گروهى اجرا مى‏نمايند. شركت كنندگان نيز نيايش مى‏كنند و بر روان و فَرَوَهر در گذشتگان درود مى‏فرستند. مراسم نيايشگاه شاه و رهرام ايزد بيستمين روز از ماه را ورهرام مى‏گويند. ورهرام يعنى پيروزى و ورهرام ايزد يعنى پيروزى قابل ستايش. زرتشتيان در بيستمين روز هر ماه ـ روز ورهرام ـ در نيايش گاهى به نام شاه ورهرام ايزد گرد هم مى‏آيند و اهورا مزدا را نيايش مى‏كنند و از او مى‏خواهند كه پيروزى را نصيب آنان نمايد و همه كسانى كه به پيروزى از پيام اشو زرتشت در «تازه گردانيدن زندگانى»، «پيش بردن جهان هستى» و «گسترش آئين راستى» مى‏كوشند، پيروز و سرافراز گرداند. مراسم سدره پوشى هر فرد زرتشتى داراى يك نشان بيرونى است. نشان بيرونى و آنچه كه هر فرد زرتشتى بايد داشته باشد، در بر داشتن سدره و به كمر بستن كُشتى است. سدره پيراهنى سفيد و گشاد پنبه‏اى و آستين كوتاه است كه بدون يقه مى‏باشد و زير لباس بر تن مى‏نمايند. كُشتى، بندى سفيد رنگ پشمى است كه آن را سه دور به روى سدره بر كمر مى‏بندند. هر پسر و دختر زرتشتى هنگامى كه به سن بلوغ مى‏رسد و خرد او اجازه مى‏دهد كه آموزش‏هاى پيامبرش را درك نمايد و در زندگى به كار گيرد، سدره مى‏پوشد. پوشيدن سدره در مراسم خاصى كه توسط پدر و مادر نوجوان تدارك ديده مى‏شود و به طور رسمى انجام مى‏شود. اين جشن در منزل يا در تالار يا در يك زيارت گاه برگزار مى‏گردد. در اين جشن بسيارى از خويشان و آشنايان پسر يا دختر حضور دارند تا گواه بر برگزارى جشن سدره پوشى آنها باشند. ميهمانان به جشن دعوت مى‏شوند و از آنها پذيرايى شود. نوجوان در حالى كه خود را شسته، سدره و لباس سفيد مى‏پوشد و كلاه يا روسرى سفيد بر سر مى‏گذارد و هرماه با موبد در كنار سفره سدره پوشى حاضر مى‏گردد. كسى كه قرار است سدره بپوشد، بر روى سفره و در برابر روشنايى مى‏نشيند و موبد روبروى او قرار مى‏گيرد. موبد، اوستاى اورمزد تِشت را مى‏سرايد و كشتى را از هم باز مى‏كند. سپس در پشت سر نوجوان مى‏ايستد و انگشت ميانى دست چپ خود را به وسط بند كشى مى‏برد و دو سوى ديگر كشتى را با انگشت ميانى دست راست خود مى‏گيرد. نوجوان دست‏هاى موبد را مى‏گيرد و با او اوستا مى‏خواند. در قسمتى از سرايش اوستا، كشتى توسط موبد به كمر نوجوان بسته مى‏شود و آنرا سه دور به دور كمر او مى‏چرخاند. پس از آن سرود «مَزدَه يَسنوُ اَهمى» خوانده مى‏شود. در اين سرود نوجوان آئين نياكان خود را مى‏پذيرد. در پايان مراسم، اوستاى تندرستى توسط موبد خوانده مى‏شود و دانه‏هاى برنج و جو و برگهاى خشك آويشن را بر سر و دوش نوجوان مى‏ريزد و با اين عمل تندرستى و پايدارى او را به آئين راستى آرزو مى‏كند. جشن اردى بهشت‏گان روز دوم ماه اردى بهشت كه به نام اردى بهشت است، جشن برپا مى‏كنند. در اين روز لباس سپيد كه سمبل پاكى است مى‏پوشند و به آدريان يا آتشكده مى‏روند و نيايش به جا مى‏آورند. جشن خوردادگان در روز چهارم خرداد ماه كه خرداد نام دارد، زرتشتيان مراسم جشنى برپا مى‏كنند. در اين روز آنها در سالن‏ها و نيايشگاه‏ها حضور مى‏يابند و پس از نيايش و ستايش اهورامزدا، جشن خوردادگان را گرامى مى‏دارند و به شادمانى مى‏پردازند. زرتشتيان همچنين در تاريخ 24 خرداد ماه هر سال در محل نيايشگاه ستى پير جمع شده و اهورامزدا را ستايش مى‏نمايند. در اين ماه مراسم نيايش گاه پير سبز، چك چك نيز برگزار مى‏شود. زرتشتيان از روز اشتاد در ماه خرداد (24 خرداد) در پير سبز جمع مى‏شوند و اين تجمع تا روز انادام (28 خرداد) به مدت پنج شبانه روز ادامه مى‏يابد. بسيارى از زرتشتيان از سراسر ايران و گروهى نيز از ساير كشورها در اين زمان به نيايش گاه پير سبز مى‏آيند. زن و مرد، پير و جوان در گرداگرد نيايش گاه مى‏ايستند. كلاه يا روسرى سفيد بر سر مى‏نهند و بخش هايى از اوستا را زمزمه مى‏كنند و خداوند را سپاس مى‏گويند. سپس از نيايش به محل‏هاى خاصى كه براى اقامت در آن جا ساخته شده و خيله نام دارد، مى‏روند و هر كس در خيله خود كارى را انجام مى‏دهد. برخى خاطرات گذشته را تعريف مى‏كنند. در برخى خيله‏ها انديشمندان در زمينه موضوعات گوناگون فرهنگى، اجتماعى و علمى سخنرانى مى‏كنند. در برخى از خيله‏ها اربونه زدن و شادى كردن تا پاسى از شب ادامه مى‏يابد. مراسم پير نارستانه نارستانه نام نيايش گاهى در يزد است كه زرتشتيان از روز سپندار مذ در ماه تير (دوم تير) تا روز آذر ايزد (6 تير ماه) براى نيايش كردن به آن محل مى‏روند. برخى از زرتشتيان عقيده دارند كه اين زيارتگاه محل جان باختن شاهزاده اردشير ساسانى است. زرتشتيان به مدت 5 روز در اين نيايش گاه حضور مى‏يابند و با نيايش خود، اهورامزدا را ستايش و به روان و فروهر در گذشتگان راه ميهن و ارزشهاى نيك انسانى درود مى‏فرستند. گاهنبار ميديو شَهِم گاه جشن ميديو شهم از تاريخ 8 تا 12 تيرماه برگزار مى‏گردد. ميديو شهم به معنى ميان تابستان است و زمان آفرينش آب از سوى اهورامزدا است. اين مراسم نيز همانند ساير جشن‏هاى مذهبى زرتشتيان در خانه يا تالار انجام مى‏شود و در آن پديده‏هاى نيك اهورامزدا را ستايش مى‏كنند. جشن تيرگان سيزدهمين روز در هر ماه زرتشتيان تير نام دارد. در ماه تير هنگامى كه روز تير فرا مى‏رسد آن روز را جشن تيرگان مى‏نامند. در اوستا تير نام ايزدى است كه به باريدن باران كمك مى‏كند. برخى اين جشن را يادگار پيروزى ايرانيان بر تورانيان مى‏دانند كه در زمان پادشاهى منوچهر، سپاه افراسياب قسمت زيادى از سرزمين ايران را اشغال كرده بودند و قرار آشتى بر اين شد كه از سوى سپاه ايران از طبرستان تيرى رها شود و در هر جا كه تير فرود آمد، آنجا مرز ايران باشد. آرش تير انداخت و ميان فرغانه و تخارستان آن تير فرود آمد و آنجا مرز ايران شد. مردمان در اين روز از حصار افراسياب رستند. در اين روزها زرتشتيان مراسم جشنى برگزار مى‏نمايند و از جمله خارج از شهر به كنار آب مى‏روند و در آنجا به روى هم آب مى‏ريزند. يكى ديگر از مراسم روز جشن تيرگان، فال كوزه است كه زرتشتيان به آن چك و دوله مى‏گويند. زرتشتيان روز قبل از جشن تيرگان، دوشيزه ميانسالى را انتخاب مى‏كنند. كوزه سفالى دهان گشادى به نام دوله به او مى‏دهند. او كوزه را پر از آب مى‏كند و آن را پيش همه مى‏برد تا كسانى كه مايل هستند شيئى را داخل آن بيندازند و در دل خود نيتى داشته باشند. در روز جشن تيرگان كوزه را در زير درخت سبزى مى‏برند و همه افرادى كه شيئى داخل آن انداخته‏اند حاضر مى‏شوند. افراد سالخورده در جمع با صدا بلند دو بيتى‏هايى مى‏سرايند و دختر اشياء داخل كوزه را يكى يكى بيرون مى‏آورد و صاحب شى از روى بيت خوانده شده به خوب يا بدى فال خود پى مى‏برد. مراسم پير بانو به عقيده زرتشتيان نيايش گاه بانوى پارس محل جان باختن و ناپديد گشتن شهبانوى پارس به نام خاتون بانو است. اين نيايش گاه در جنوب شهر عقدا واقع شده است. از روز مهر تا ورهرام (13 تا 17) در ماه تير زرتشتيان در اين نيايش گاه حضور مى‏يابند و مراسم نيايش را برپا مى‏نمايند. جشن مهرگان زرتشتيان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده‏ها و نيايشگاه‏ها مى‏روند و با تهيه خوراكى‏هاى سنتى از يكديگر پذيرايى مى‏كنند و با نيايش و برنامه‏هاى فرهنگى مانند سخنرانى‏هاى ملى و آئينى سرود شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادى برپا مى‏دارند. در برخى از روستاهاى يزد جشن مهرگان در تقويم غير فصلى برگزار مى‏شود و آن جشن مهرايزد مى‏نامند. بعضى از خانواده‏ها خواركى‏هاى سنتى، گوشت بريان شده گوسفند و لووگ (نان مخصوص) تهيه مى‏كنند و با آنها خيرات انجام مى‏دهند. در برخى از روستاها نيز جوانان در محل آدريان و يا سرچشمه قنات گرد مى‏آيند و يكى از آنها سرنا مى‏نوازد و يكى نيز با دف او را همراهى مى‏كند. آنها با هم حركت مى‏كنند و از اولين خانه روستا شروع مى‏كنند و با شادى به خانه‏ها وارد مى‏شوند. به هر خانه كه وارد مى‏شوند به آنها گلاب مى‏دهند و آينه‏اى در برابر چهره آنها قرار مى‏دهند و مقدارى آجيل نيز به آنها تعارف مى‏نمايند. آنگاه يكى از اعضاء گروه اسامى افراد فوت شده در آن خانه را بازگو مى‏نمايد و براى همه آنها طلب آمرزش و شادى روان مى‏نمايد. بقيه افراد گروه نيز شاباش مى‏گويند. سپس با دريافت بشقابى از لُرك و مبلغى پول به خانه بعدى مى‏روند. در پايان هداياى جمع آورى شده را به آدريان مى‏آورند و در آنجا موبد نيز شركت مى‏كند و آفرينگان گهنبار را مى‏سرايد و در آن هنگام ميوه‏ها را نيز با كارد برش مى‏زند. برخى خانواده‏ها نيز گوشت بريان تهيه مى‏كنند و به آدريان مى‏آورند. در پايان ميوه‏ها و نان لووگ با گوشت بين شركت كنندگان تقسيم مى‏شود. جشن سده زرتشتيان صدمين روز زمستان را جشن مى‏گيرند. آنها از اول آبان تا پايان اسفند را زمستان مى‏نامند. در روز 10 بهمن كه مصادف با صدمين روز زمستان است، جشن سده برگزار مى‏شود. در اين روز به دشت و صحرا مى‏روند و هيزم و خار و خاشاك فراهم مى‏كنند و با فرا رسيدن شب آتش بزرگى مى‏افروزند به اميد اينكه روشنايى با فرا رسيدن روز بعد افزون گردد. پس از آن به شادى مى‏پردازند. جشن هيرومبا در روستاى شريف آباد اردكان رسمى شبيه آتش افروزى سده هر ساله در روزهاى آخر فروردين ماه برگزار مى‏شود كه هيرومبا نام دارد. زرتشتيان اين روستا پيش از غروب آفتاب به نيايشگاه پير هريشت مى‏روند. هنگام سپيده دم پس از نيايش بامدادى به دشت مى‏روند و هيزم و خار جمع آورى مى‏نمايند. در اين روز در پير هريشت مراسم چوب زنى انجام مى‏شود. به اين ترتيب كه به جوان يا مردى كه براى اولين بار در مراسم جمع آورى هيزم شركت كرده و يا اينكه در آن سال ازدواج كرده يا صاحب فرزند شده چوب مى‏زنند. جوانان شخص مورد نظر را روى دست بلند مى‏كنند و در ميان شادى و شاباش شركت كنندگان به او چوب مى‏زنند. بستگان اين شخص بايد در پايان كله قندى را به گروه برگزار كننده هيرومبا تقديم كنند كه با آن شربت درست نمايند و ميان جمعيت توزيع كنند. در غروب اين روز هيزم‏ها را به روستا مى‏آورند و روى هم انباشته مى‏نمايند و در خانه‏ها را مى‏زنند و از هر خانه نيز هيزمى مى‏گيرند. در هنگام غروب مردم دور خرمن هيزم جمع مى‏شوند و موبد نيز با آتش دان پر از آتش در آنجا حاضر است. موبد با صداى بلند پيام هيرومبا را آغاز مى‏كند و براى اموات طلب مغفرت مى‏نمايد. افراد حاضر به دو گروه تقسيم مى‏شوند و در دو صف روبروى هم مى‏ايستند. وقتى كه موبد براى اموات طلب مغفرت مى‏نمايد، يكى از گروه‏ها، در حالى كه افراد گروه دست بر شانه يكديگر دارند با صداى بلند «هيرومبا» مى‏گويند و با هم به حالت تعظيم در مى‏آيند و مجددا به حالت ايستاده باز مى‏گردند. پس از آنها گروه ديگر اين اعمال را تكرار مى‏كند و اين عمل تا پايان نام بردن اسامى افراد برجسته و نيكوكار زرتشتى ادامه مى‏يابد. هر بار كه موبد نام يكى از اين افراد نيكو كار را مى‏برد و براى او طلب مغفرت مى‏نمود يك گروه اعمال فوق را انجام مى‏دهند. پس از آن موبد خرمن هيزم را آتش مى‏زند و مردم در اطراف آن حلقه زده و شادى مى‏نمايند و آرزوى روشنايى و دل گرمى مى‏نمايند. بامداد روز بعد خانمها گلوله‏هاى آتش را از زير خاكستر بيرون آورده و در آتشدان مى‏گذارند و به خانه مى‏برند و آن آتش را تا صد شبانه روز با افزودن چوب به آن، روشن نگه مى‏دارند و آن را با آتش پنجه روى بام پيوند مى‏زنند. پس از آتش افروزى هيرومبا، به مدت سه شبانه روز در اين روستا جشن‏هايى برگزار مى‏شود. پس از غروب آفتاب جوانان به در خانه‏ها مى‏روند و اسامى درگذشته هر خانه را نام مى‏برند و هيرومبا مى‏گويند. صاحب خانه نيز مقدارى آجيل به آنها مى‏دهد. پس از آن مردم به خانه افرادى كه در نيايشگاه پير هريشت چوب خورده‏اند و مجددا آنها را چوب مى‏زنند. در پايان روز سوم مجددا اعمال و مراسم هيرومبا را تكرار و براى اموات طلب مغفرت مى‏نمايند. در روستاى اله آباد و فرسى آباد اين مراسم به نام «هيبيدوگ» و در روستاى خرمشاه به نام «شاخ شاخ دُربَند» برگزار مى‏شود. مراسم پرسه همگانى زرتشتيان در روز 29 خرداد به ياد روان و فروهر در گذشتگان پرسه همگانى را برپا مى‏نمايند. نخستين روز تير ماه نيز يكى از روزهاى پرسه همگانى (عزاى عمومى) است. در روز پرسه همگانى، زرتشتيان در تالار آدريان محل زندگى خور جمع مى‏شوند و مراسمى برگزار مى‏نمايند. در اين مراسم افرادى حضور دارند كه از يك سال پيش تاكنون عضوى از آنها از جهان درگذشته است. ساير زرتشتيان نيز براى گرامى داشتن ياد و خاطره نيكوكارى اموات، در اين مراسم شركت مى‏نمايند. در اين مراسم، شركت كنندگان با قهوه پذيرايى مى‏شوند. موبدان بخشى از گاتاها را مى‏سرايند و سخنرانان دينى مردم را به پيروى از زرتشت سفارش مى‏دهند. در عصر اين روز، مردم در آرامگاه حضور مى‏يابند و با نيايش خود به روان و فروهر درگذشتگان درود مى‏فرستند. در يزد اين مراسم در خانه فرد متوفى برگزار مى‏شود. مراسم درگذشتگان در آئين زرتشتيان مرگ انسان، پايان زندگى نيست، بلكه آغاز زندگى مينوى براى روان در گذشته به حساب مى‏آيد. بنابراين سوگ و عزاى پس از درگذشت هر زرتشتى، عملى ناپسند و ناروا به شمار مى‏آيد. به عقيده زرتشتيان آدمى از تن، جان، روان و فروهر تشكيل شده است. آئين زرتشتى ارزش زيادى براى تن در زندگى قائل است. تن را نبايد آزار داد و نيازهايش را بايد برآورده ساخت. آن را همواره بايد پاك نگه داشت و با جدا شدن جان از آن ارزش خود را از دست خواهد داد. فقط بايد به گونه‏اى عمل نمود كه محيط زيست براى زنده‏ها آلوده نگردد. در گذشته زرتشتيان جسد مرده‏هاى خود را در دخمه قرار مى‏دادند ولى هم اكنون مرده‏ها را به خاك مى‏سپارند. در هنگام مرگ جان از بدن بيرون مى‏رود و فروهر به نيروهاى اهورايى مى‏پيوندد و روان حالت جاودانى مينوى خود را آغاز مى‏كند. زرتشتيان جسد مرده‏ها را در تاريكى شب به خاك نمى‏سپارند. با مراسمى ساده و بدون سوگوارى و شيون و در حالى كه اغلب لباس سفيد به تن دارند جسد مرده را به آرامگاه مى‏برند. موبد در آنجا بخشى از گاتاها را مى‏سرايند. پس از شستشو، بر تن مرده پارچه سفيد دوخته شده‏اى مى‏كنند، آنگاه جسد را بر تابوتى آهنى مى‏گذارند و چهار نفر آن را به قبرستان مى‏برند. اغلب زرتشتيان در مراسم تدفين شركت مى‏كنند. فرزند بزرگ متوفى، دستمال سبزى بر بازويش مى‏بندد و در پيشاپيش جمعيت حركت مى‏كند و اين نشان مى‏دهد كه زندگى در اين خاندان تداوم خواهد داشت. پس از دفن ميت، مقدارى آب بر روى خاك قبر مى‏پاشند و بر سر قبر عود مى‏سوزانند و براى شادى روان متوفى نيايش مى‏كنند. در پايان جمله «ايريس تَنام اوروانُو يَزَ مئيده يا اَشَه او نام فرَه و شَه يُو» را بر زبان مى‏آورند و سه بار اشم و هو مى‏خوانند. ترجمه اين جمله اوستايى چنين است «بر روان و فروهر پاك همه درگذشتگان درود باد». روز سوم پس از دفن ميت، مراسمى در منزل برگزار مى‏گردد. در عصر روز سوم خويشان و آشنايان به خانه متوفى مى‏آيند و با خود شاخه هايى از مورد يا عود مى‏آورند و در پسكم مَس ـ محل ويژه مراسم مذهبى ـ مى‏گذارند و به اين شيوه زندگى خرمى را براى بازماندگان و شادى را براى روان درگذشتگان آرزو مى‏نمايند. موبد نيز در اين مراسم شركت مى‏كند و بخش هايى از اوستا را براى شادى روان اموات مى‏سرايد. سپيده دم روز چهارم نيز به خانه متوفى مى‏روند. مردان به ويژه جوانان در اين مراسم شركت مى‏نمايند. موبد اوستاى گاه اُشَهِن را مى‏سرايد و شركت كنندگان نيز گوش فرا مى‏دهند. هنگامى كه سپيده دم آغاز مى‏گردد دهموبد با صداى بلند از شركت كنندگان مى‏خواهد كه رو به سوى خورشيد نمايند و براى سلامتى خود و شادى روان متوفى دعا نمايند. پس از نيايش موبد نيز بخش هايى از اوستا را در زمان هاون ـ هنگام نيايش پس از سپيده دم ـ مى‏خواند. زرتشتيان عقيده دارند كه هنگامى كه روان از تن جدا مى‏شود، پس از سه شبانه روز، در سپيده دم بامداد روز چهارم روان متوفى از پل چينود عبور خواهد كرد اگر روان از آنِ شخص نيكوكار باشد از اين پل به راحتى عبور خواهد كرد و در سراى نور و سرور قرار مى‏گيرد و چنانچه فرد گناهكار باشد روان او از اين پل عبور نخواهد كرد و در سراى سكوت و تاريكى خواهد ماند. همچنين زرتشتيان علاوه بر مراسم روز چهارم، در روزهاى دهم، سى‏ام و در هر ماه تا يك سال پس از درگذشت متوفى مراسمى همانند روز چهارم برگزار مى‏كنند. مراسم سال اموات تا سى سال ادامه مى‏يابد. ازدواج مراسم عروسى و همسر گزينى يكى از جشن‏هاى مرسوم بين زرتشتيان است كه با آداب و شيوه‏هايى خاص و جالب برگزار مى‏شود. اولين مرحله از برگزارى اين مراسم مربوط به خواستگارى است كه معمولاً بعد از موافقت پدر و مادر دختر بدين گونه صورت مى‏گيرد: مادر و خواهر و يكى از بستگان نزديك پسر در وقت تعيين شده براى خواستگارى، براى گرفتن رضايت دختر به خانه عروس مى‏روند. خانواده داماد نامه‏اى بر كاغذ سبز به امضاى داماد خطاب به پدر و مادر دختر مى‏نويسند و در پاكت سبز رنگى قرار مى‏دهند و همراه با يك دستمال سبز، يك كله قند، سنجد و آويشن به پدر دختر تقديم مى‏كنند و پس از صرف چاى و شيرينى مرخص مى‏شوند. چند روز بعد جواب نامه خواستگارى را با تشريفاتى مشابه، توسط خواهر و مادر و خويشان عروس آينده در خانه داماد به پدر وى تحويل مى‏دهند. مدتى پس از خواستگارى مراسم نامزدى انجام مى‏گيرد. در اين مراسم اقوام داماد پيشكش‏ها و هدايا و حلقه نامزدى را به خانه عروس مى‏برند و از سوى خانواده عروس نيز هدايايى به همراه حلقه نامزدى به داماد داده مى‏شود. در اين مراسم عروس و داماد حلقه‏ها را در دست يكديگر مى‏كنند و بدين ترتيب نامزد يكديگر مى‏گردند. زمان نامزدى در نزد زرتشتيان تا سى و سه روز و حداكثر تا سه ماه ادامه مى‏يابد. در مدت نامزدى عروس و داماد و خانواده‏هاى آنها با هم رفت و آمد دارند تا يكديگر را بهتر بشناسند. اگر در دوره نامزدى جشنى فرا رسد داماد هدايايى به نام جشنى براى عروس مى‏برد. پس از نامزدى مراسم گواه‏گيرى انجام مى‏گيرند. اين مراسم در خانه، تالار، آتشكده و آدريان انجام مى‏شود. در اين مراسم بستگان و آشنايان عروس و داماد حضور دارند. حداقل هفت نفر بايد در گواه‏گيرى شركت كنند تا شاهد و گواه بر اين قسمت از پيوند زناشويى باشند. موبد نيز با كلاهى سفيد به جمع گواه گيران مى‏پيوندد و در كنار داماد قرار مى‏گيرد و با سرودن قسمت‏هايى از اوستا مراسم شروع مى‏شود و سپس از عروس مى‏پرسد كه آيا داماد را به همسرى خود مى‏پذيرد. عروس در مرتبه سوم بلى مى‏گويد و شركت كنندگان با شادى هابير و شاباش مى‏گويند و كف مى‏زنند. پس از آن موبد از داماد نيز مى‏پرسد كه آيا عروس را به همسرى خود مى‏پذيرد. با پاسخ بله داماد، صداى شاباش و هابير و كف شركت كنندگان فضا را پر مى‏نمايد. پس از آن موبد براى عروس و داماد آرزوى سعادت و خوشبختى مى‏نمايد و آنها را پند و اندرز مى‏دهد. در اين اندرزها و پندها از داماد مى‏خواهد كه روزى را براى دستگيرى از مستمندان انتخاب نمايد. داماد نيز روز خاصى را انتخاب مى‏كند و از آن پس بايد در هر ماه و در روزى كه برگزيده است كارهاى نيك انجام دهد. نيازمندان را دستگيرى نمايد و به اندازه توانمندى خود ديگران را يارى نمايد. همچنين موبد از داماد مى‏خواهد كه فردى را براى راهنمايى خود برگزيند و داماد نيز چنين مى‏كند و چنانچه در زندگى مشترك خود به مواردى برخورد نمايد و تصميم‏گيرى براى او دشوار باشد، از شخص راهنما نظر خواهى مى‏كند. موبد پس از مدتى پند و اندرز سرانجام در پايان مجددا از عروس و داماد آزادى گزينش يكديگر را سؤال مى‏كند و پاسخ بلى مى‏گيرد و آنگاه با خواندن اوستاى تندرستى، دانه‏هاى جو و برنج و برگهاى آويشن بر سر و دوش عروس و داماد مى‏ريزد. پس از آن آشنايان و بستگان عروس و داماد به آنها تبريك و شادباش مى‏گويند و پس از پذيرايى از ميهمانان مراسم گواه‏گيرى تمام مى‏شود. پس از مراسم گواه‏گيرى جشن عروسى برپا مى‏گردد كه زرتشتيان به آن سور مى‏گويند. جشن عروسى معمولاً در يك تالار يا سالن با حضور بستگان عروس و داماد اجرا مى‏شود. در اين جشن عروس و داماد با هم شركت مى‏كنند. در گذشته مراسم عروسى در دو محل جداگانه برگزار مى‏گرديد. خانواده عروس و داماد هر كدام براى خود مجلس جشنى برپا مى‏كردند و سرانجام خانواده داماد به سراغ عروس مى‏آمده و او را به خانه داماد مى‏برده است. در برخى از روستاها نيز هم اكنون اين مراسم جداگانه برگزار مى‏شود. پس از مراسم عروسى و بردن عروس، مراسم پاتختى انجام مى‏شود. براى انجام اين رسم موبد به خانه عروس و داماد مى‏آيد و داماد را به همراه موبد و چند تن ديگر به كنار آب روان مى‏برد. آنها با خود ظرف شيرى را مى‏برند و موبد در كنار آب روان مى‏ايستد و اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه در ستايش آب سروده شده است) را مى‏خواند و در واژه‏هاى ويژه‏اى از اين اوستا، با قاشق شير را داخل آب جارى مى‏ريزد و سپس به خانه بر مى‏گردند. در همان زمان عروس نيز با چند زن ديگر به پشت بام مى‏رود و دولگى (ظرفى) كه در آن برگ‏هاى خشك آويشن و دانه سنجد ريخته‏اند در دست مى‏گيرد و هنگام بازگشت داماد، مقدارى از آن آويشن و سنجد را بر سر و دوش داماد مى‏ريزد و پس از آن عروس از پشت بام پايين مى‏آيد و داماد نيز وارد خانه مى‏گردد و جماعت همراه شادى مى‏كنند و شاباش مى‏گويند. عروس و داماد كنار هم مى‏نشينند. عروس پنجه يكى از پاهاى خود را روى پاى داماد مى‏گذارد. خواهر يا يكى از بستگان عروس، پاى عروس و داماد را با شير و مور شستشو مى‏دهد. سپس آنها را با گلاب مى‏شويد و با حوله خشك مى‏نمايد و با اين عمل مهر و دوستى در پيوند زناشويى آنها گسترش خواهد يافت. در مراسم پاتختى خويشان و آشنايان عروس و داماد حضور مى‏يابند و به همه شركت كنندگان آينه و گلاب و نقل و شيرينى داده مى‏شود. در آئين زناشويى زرتشتيان مهريه مرسوم نيست. جهيزيه نيز وجود ندارد. پدر و مادر عروس تنها لوازم شروع زندگى ساده را براى دختر خود فراهم نمايند. بنابراين آشنايان و خويشان در مراسم پاتختى با هماهنگى و مشورت با هم، بسيارى از اثاث و لوازم مورد نياز زندگى عروس و داماد را فراهم مى‏نمايند. در مراسم پاتختى ابتدا مادر عروس و داماد هداياى خود را به عروس و داماد تقديم مى‏نمايند. سپس ساير خويشان و آشنايان هداياى خود را به عروس و داماد مى‏دهند.

 

آدرس کوتاه :