حمایت از کالای ایرانی | یک‌شنبه، ۲۵ آذر ۱۳۹۷

اربعین آمد .... - نمایش محتوای خبر

 

 

به گزارش خبرگز اری صدا وسیما مرکز یزد:


باز هم اربعین آمد؛ قرن ها از وقوع آن همه مصیبت می گذرد؛ ولی هنوز بغض ها تازه است، هنوز هم آسمان از نام حسین(ع) و عباس(ع) و سجاد(ع) و علی اصغر عطرآگین است.

به گزارش خبرگز اری صدا وسیما مرکز یزد:

 چهل روز گذشت... در آن غروب خون آلود، هنگامی که خنجر شقاوت ها و نامردی ها، گلوی آخرین مبارز را درید، آن گاه که زنان و فرزندان داغدیده در میان رقص شعله های آتش خیمه هایشان، به سوگ مردان در خون غلتیده خود نشسته بودند، دشمن به جشن و سرور ایستاد، خیابان ها و کاخ ها را برای جشن ها مهیا ساخت و به انتظار ماند تا در میان دل های چون لاله پر خون اسرا به برپایی جشنی تمسخرآمیز بپردازد.
اما زینب، این ستون پابرجای کاروان اسرا همه چیز را به گونه ای دیگر رقم زد. به راستی چه کسی می داند چگونه زینب با وجود سنگینی کوهی از مصائب بر شانه هایش، بغض غم ها را فرو داد و قدم بر قله رفیع عزت و آزادگی گذاشت.
با سخنان زینب، کربلا به بلوغ رسید و خون شهدا جوشید و جوشید تا آن جویبار خونی که در غریبانه ترین حالت ممکن بر زمین جاری شده بود، در اربعین حسینی، رودی خروشان شد. چهل روز بود که یزیدیان جز رسوایی و بدنامی چیزی ندیده بودند و بزم و شادی شان آلوده به شرم و ندامت شده بود. چهل روز بود که درخت اسلام ریشه در خون شهدا، استوارتر و راسخ تر از همیشه، به سوی فلک قد می کشید.
اربعین است، هنگام میثاق و پیمان دوباره؛ کاروان به مقصد می رسد.
چهل روز از آن واقعه می گذرد. هنوز هم دل آسمان پر از اشک و سَرِ زمین به زیر است. هنوز هم خورشید، سرخ فام و صحرای کربلا شرمسار است. هنوز هم داغ حسین(ع) جان سوز است. عاشورا چنان صحنه هستی را دگرگون ساخت که گویی آثار قیامت بر اندامش هویداست و حسین و یارانش چنان بر تارک تاریخ درخشیدند و جاودانه شدند که هیچ گاه غبار زمان بر روی آزادگی و جسارتشان نخواهد نشست.
چگونه می توان عزت حسین(ع) را در عاشورا از یاد برد؟! چگونه می توان تصویر عباس(ع) را از ذهن دور داشت؟! مگر می توان آرامش و شکوه زینب(س) را نادیده گرفت؟! مگر می شود وجود سجاد(ع) را در شام ندید؟! چگونه می توان با کاروان داغدار حسین از کربلا تا شام همراه نشد؟! چگونه می شود سر بریده حسین و اهانت های یزیدیان را نادیده گرفت؟!