اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | پنج‌شنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۶

حال حضرت زهرا(س) بعد از وفات رسول خدا(ص)چگونه بود؟ - نمایش محتوای خبر

 

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛


بعد از وفات رسول خدا(ص)همه امت اسلامی حالشان دگرگون بود، اما شرایط فاطمه زهرا (س)به شکلی دیگر رقم خورد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛

هنگامى‌كه رسول خدا (ص) رحلت‌كرد، كوچك و بزرگ، زن و مرد از فراق او متأثّر شدند و سراسر مدينه يك‌پارچه به عزا و گريه و ناله، مبدّل شد، سيل اشك از چشم‌هاى مردم روان بود، و از هر گوشه‌ى مدينه صداى گريه و فغان و شيون شنيده مى‌شد، مردم همانند حاجيان كه احرام حجّ مى‌بندند و فرياد مناجات و ناله سر مى‌دهند، ضجّه مى‌كردند، هيچ مرد و زنى نبود مگر اين‌كه گريه مى‌كرد و ناله مى‌نمود، اين مصيبت جان‌كاه، بخصوص براى خاندان پيامبر (ص) و بويژه اميرمؤمنان على (ع)، پسرعمو و برادر آن حضرت، بسيار جان‌سوز بود، از فراق پيامبر (ص) آن‌چنان اندوه بر اميرمؤمنان (ع) وارد گرديد كه اگر بر كوه‌ها نازل مى‌شد، طاقت تحمل آن را نداشتند، و بعضى از خاندان آن حضرت بقدرى در تنگ‌ناى شديد اندوه قرارگرفتند كه نمى‌توانستند خود را نگهدارند، جزع و بى‌تابى، صبر و عقل آنها را ربوده‌بود و قدرت تكلّم و شنوائى را از آنها سلب كرده‌بود.

ساير مردم  نيز، بعضى مى‌گريستند، بعضى شيون مى‌كردند و بعضى بى‌تابى مى‌نمودند... ولى در ميان همه‌ى مردم هيچ‌كس مانند حضرت زهرا (س)، محزون و غمگين نبود، آنچنان حزن و اندوه او را احاطه كرده‌بود كه غير از خدا كسى قادر بر ترسيم آن نيست، ساعت به ساعت و روز به روز، اندوهش تازه مى‌شد، و گريه‌اش شدّت مى‌يافت و صداى ناله‌اش كم نمى‌شد، و سوز درد دلش آرام نمى‌گرفت، هر روز كه به پيش مى‌آمد، گريه او بيشتر از روز قبل بود.

آه جانسوز حضرت فاطمه سلام الله‌علیها  كنار قبر پدر در روز هشتم رحلت پيامبر صلی الله‌علیه واله

روايت كننده مى‌گويد: تا هفت روز بعد از رحلت پيامبر (ص) فاطمه (س) از خانه بيرون نيامد، روز هشتم به عنوان زيارت قبر پيامبر (ص) از خانه بيرون آمد با گريه و ناله به طرف قبر رسول‌خدا (ص) رهسپار شد، (از شدّت ناراحتى) دامنش بر زمين كشيده مى‌شد، و چادرش بر پاهايش مى‌پيچيد، از شدّت گريه و ريزش اشك، چشم‌هايش چيزى را نمى‌ديد، تا كنار قبر آمد، همين‌كه چشمش به قبر پدر افتاد، از حال رفت و خود را به روى قبر افكند، زن‌هاى مدينه به سوى او شتافتند، آب به صورتش پاشيدند تا اين‌كه به هوش آمد، آنگاه صدا به گريه بلند كرد و خطاب به پدر گفت:
قوتم رفت، صبرم تمام شد و بى‌تاب شدم، دشمنم شاد گرديد، اندوه جان‌كاه مرا مى‌كشد، اى‌پدر بزرگوار تنها و حيران و بى‌كس باقى ماندم، صدايم گرفت، كمرم شكست، زندگيم دگرگون و تيره شد، بعد از تو اى ‌پدر، انيسى در وحشت ندارم، و كسى نيست كه مرا آرام كند، سپس با ناله‌ى جانسوز، اين اشعار و گفتار را به زبان آورد و گفت: اى پدر جان حزن من هر روز در مصيبت تو تازه است، و قلبم به خدا قسم، سوزان و دگرگون است، هر روز اندوه من از مصيبت تو زياد مى‌شود، و حزن من از فراق تو هرگز تمام نمى‌شود.

اى پدر جان:  بعد از تو، بيوه زنان و مستمندان به چه‌كسى پناه ببرند؟ و چه كسى تا روز قيامت (در روز قيامت) به فرياد امّت مى‌رسد؟

اى پدر جان: بعد از تو ما را تضعيف كردند، و صبح كرديم، مردم از ما روى گرداندند.

اى پدر عزيز: كدام اشك است كه از فراق تو، روان نيست و كدام اندوه است كه بعد از تو، پياپى نيست؟ و كدام مژگان است كه بعد از تو، سرمه‌ى خواب، به او برسد.

اى پدر: امر عظيم بر تو وارد شد.

اى پدر: مصيبت تو اندك نيست، منبر تو بعد از تو در وحشت است، و از محراب تو صداى مناجاتى شنيده نمى‌شود، ولى قبر تو به خاطر آن‌كه تو را پوشانده، شاد است، آه بر روزگار من تا آن هنگام كه به تو بپيوندم.

سپس فاطمه (س) ناله‌ى جانسوى كشيد، آن‌گونه كه نزديك بود جانش از بدنش خارج گردد، سپس گفت:

صبر من تمام شد، و آثار اندوهم آشكار گشت پس از آن‌كه خاتم پيامبران را از دست دادم.

اى چشم اى چشم اشك خود را پياپى بريز، واى بر تو، آنقدر گريه كن كه بجاى اشك خون بريزى.

اى‌رسول خدا، اى برگزيده‌ى پروردگار و اى‌پناه يتيمان و ناتوانان. و آه اگر آن منبرى را كه بالاى آن می‌رفتى بنگرى كه پس از نور، ظلمت بر آن نشسته است.

خدايا، مرگ مرا بزودى به من برسان، چرا كه زندگى دنيا بر من تيره و تار شده، اى مولاى من.

منبع:
كتاب كلبه احزان شيخ عباس قمى