رونق تولید ملی | جمعه، ۱ شهریور ۱۳۹۸
نمایش محتوای تولیدات ویژه

حکایت به مقام رسیدن بایزید بسطامی

Loading the player...

ابویزید طیفور بن عیسی بن سروشان بسطامی» مشهور به «بایزید بسطامی» از عارفان بزرگ ایرانی در سده های دوم و سوم قمری (هشت و نه میلادی) بود. او در نیمه دوم سده دو قمری در خانواده ای نومسلمان در محله موبدان بسطام، از شهرهای منطقه قومس، به دنیا آمد . بزرگی شخصیت معنوی بایزید تا اندازه ای بود که اغلب صوفیان و عارفان معاصر او و بسیاری از کسانی را که تا قرنها پس از او آمدند، تحت تأثیر داد. حتی افرادی مانند خواجه عبدالله انصاری که نسبت به او تردید می کردند، به بزرگی مقام او اذعان داشتند.

می گویند که بایزید بسطامی در ابتدای جوانی به مادر خدمت می کرد. شبی در بیابون کنار مادرش خوابیده بود و جام آب بر کنار مادر نگذاشته بودشب مادرش تشنه از خواب بیدار شد و آبی در کنارش ندید بایزید را بیدار کرد که آبی نداریم؟



بایزید از خواب پرید و به تمنای آب رفت و بلاخره چاهی پیدا کرد و آبی کشید و آورد وقتی رسید مادرش خوابیده بود سخت به فکر فرو رفت که چیکار باید کرد؟

اگه از خواب نازش بیدار کنم اذیت میشه و اگه آب را بگذارم و برم به کاری مشغول شوم ممکنه مادر بیدار بشه و آب را پیدا نکنه و تا صبح تشنه بماند...



کوزه در دست اونقدر بر سر مادر ایستاد تا صبح شد؛چون مادر به نماز برخواست دید فرزندش در اون سرمای بیابان کوزه در دست و ایستاده سر مادر منتظر است گفت ای فرزند نمیتونم ببینم که



به خاطر من اینچنین رنج می کشی؟




بایزید گفت: مادر جان خداوند فرموده است: « ان اشکر لی و لوالدیک » هر چه می اندیشم می بینم نمیتوانم به این آیه عمل کنم درست است که از نافله شب موندم ولی دارم با این کارم در راه خدا مجاهدت می کنم که شکر را به جا بیاورم.




مادر گفت ای فرزند من تو را به راه حق آزاد کردم و حق خویش را از تو برداشتم؛ تو برو برای خدای خود باش.بایزید بعد از این قضیه روی به جانب حق نهاد و به مقام بسیار بلندی دست یافت ...

رای شما
میانگین (31 آرا)
The average rating is 3.032258064516129 stars out of 5.


جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ