رونق تولید ملی | شنبه، ۲۷ مهر ۱۳۹۸
نمایش محتوای تولیدات ویژه

نقالی هوشنگ در شاهنامه

Loading the player...

دانلود

 

هوشنگ در شاهنامه، شاهنامه دومین پادشاه جهان ، هوشنگ ، چهل سال با رای و داد پادشاهی کرد. در داستان های اوستایی هوشنگ از شمار پهلوانان است که پارسایی و تقوا را نیز دستور کار قرار داده است. این پهلوان اوستایی هئوشیّنگهه نامیده می شود که همواره با لقب پرذات به معنی قانون گذار همراه است . بنا بر رای [ یوستی] ، که ریشه بسیاری از لغات اوستایی را مورد مطالعه قرار داده است ، هوشنگ به معنای بخشنده جایگاه خوب است و در شاهنامه حکیم توس نیز کشف مهار آتش و چگونگی خانه سازی به دوران این شاه پیشدادی آغاز می شود . اگر چه استاد خالقی مطلق اشعار مربوط به کشف مهار آتش و جشن سده را از فردوسی نمی داند ، اما داستان آن خالی از لطف نیست . داستان چنین است : روزی هوشنگ شاه با جمعی از یاران از صخره های کوه سترگی بالا می رفتند که ناگهان مار سیاه بلندی در برابر آن هویدا شد . چشمان مار مانند دو گلوله آتش می درخشید و از دهانش دود سیاهی خارج می شد که اطراف را تیره و تار می ساخت . شاه دانست که چنین موجود هراسناکی نمی تواند دوست آدمیان باشد . سنگی برداشت و با قوت به سوی مار انداخت . مار جهان سوز به کناری جست و از سلاح سنگی جهان جوی جان به سلامت برد ، ولی سنگ پرتاب شده با شدت بر تخت سنگ دیگری اصابت نمود و آتش جرقه زد . خار و خاشاک اطراف شعله ور شد و آتش گسترش یافت . مار از معرکه گریخت اما آتش روشنایی بخش پاک ساز بر جای ماند . هوشنگ دادگر راز آتش را با مردم در میان نهاد . به دستور او جایگاه شایسته ای برای آتش ساختند تا همیشه فروزان بماند . کنترل آتش سر اغاز زندگی تازه ای برای انسان ها بود . شب هنگام همه به پای کوه رفتند و در روشنایی آتش که کاشانه شان را گرم می کرد و تاریکی را به گریز وا می داشت یزدان بخشایشگر مهربان را ستایش کردند . به شادمانی یافتن آتش، خوردند و نوشیدند و شادمانی ها کردند . ایرانیان نام آن شب را سده نامیدند . جشن سده که یادگار هوشنگ پاک نهاد است هنوز در میان ایرانیان روشنی جوی گرامی داشته می شود . به دوران پادشاهی هوشنگ آدمیان آهن را یافتند و آموختند که چگونه از سنگ جدایش کنند . آهن گداخته را انسان صنعت گر ابزار ساز شکل داد و با آن تبر و تیشه ساخت . ابزار ساخته شده زندگی آدمان را آسانتر ساخت و به آسودگی و رفاه آنان افزود . ایرانیان با ساخته های جدید آبراهه کندند و آب را از رود ها و دریاچه ها به مزارع بردند . بدین گونه زراعت آغاز شد . آدمیان که تا آن زمان تنها میوه و دانه می خوردند ، آموختند که به هنگام ، تخم بر زمین پاشند و به موقع محصول را درو نمایند. چنین بود که نان فراهم شد و رنج فراهم آوردن آن اندک گردید . به روزگار پادشاهی هوشنگ خردمند ایرانیان آموختند که گله های گوسفند و گاو نگهداری کنند و از پوست جانورانی چون سنجاب و قاقم و سمور برای خویش جامه های زمستانی بدوزند . این چنین دیو سفید سرما نیز به زانو در آمد . ایرانیان سیر از نان و گرم از جامه های پوستی زمستان ، در پرتو آتش روشنایی بخش به راحتی و شادمانی می زیستند و ستایش یزدان می گفتند . چون روزگار هوشنگ به سر آمد ، رخت از این جهان بر بست و به سرای دیگر شتافت. این به تحقیق سر انجام همگان است . آتش شعله ور در آتشدان ، سنبله های بارور گندم ، ابزار ساخته شده آهنی ، نام هوشنگ را به نیکی در فرهنگ ایران زمین جاودان می سازند. بشارت باد بر نیکی کنندگان که به نیک نامی در تاریخ جاودان می مانند

 
رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.