رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۹۸
نمایش محتوای تولیدات ویژه

نکته ها و پیامها در سوره مبارکه ضحی

Loading the player...

سوره ضحی در ((مكه )) نازل شده و 11 آيه دارد .

محتوا و فضيلت سوره : طـبـق بـعـضـى از روايات وقتى پيامبر(ص ) بر اثر تاخير و انقطاع موقت وحى ناراحت بود, و زبان دشـمـنـان نـيـز باز شده بود, اين سوره نازل شد و همچون باران رحمتى بر قلب پاك پيامبر(ص ) نشست .اين سوره با دو سوگند آغاز مى شود, سپس به پيامبر(ص ) بشارت مى دهد كه خدا هرگز تو را رها نساخته است .بعد به او نويد مى دهد كه خداوند آنقدر به او عطا مى كند كه خشنود شود.و در آخرين مرحله , گذشته زندگانى پيامبر(ص ) را در نظر او مجسم مى سازدكه خداوند چگونه او را هـمـيـشـه مـشمول انواع رحمت خود قرار داده , و درسخت ترين لحظات زندگى حمايتش نموده است .و لـذا در آخـريـن آيـات به او دستور مى دهد كه (به شكرانه اين نعمتهاى بزرگ الهى ) با يتيمان و مستمندان مهربانى كند و نعمت خدا را بازگو نمايد.

در فضيلت .اين سوره همين بس كه در حديثى از پيغمبراكرم (ص ) نقل شده است :((هركس آن را تلاوت كند از كـسانى خواهد بود كه خدا از آنها راضى مى شود وشايسته است كه محمد(ص ) براى او شفاعت كند و به عدد هر يتيم و مسكين سؤال كننده ده حسنه براى او خواهد بود)).و اين همه فضيلت از آن كسى است كه آن را بخواند و در عمل پياده كند.

قـابـل تـوجـه اين كه مطابق روايات متعددى , اين سوره و سوره آينده (سوره الم نشرح ) يك سوره اسـت , و لـذا بـراى اين كه در هر ركعت بعد از سوره حمد بايد يك سوره كامل خوانده شود اين دو سوره را بايد با هم خواند.

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.

دربـاره شـان نـزول اين سوره ((ابن عباس )) مى گويد: پانزده روز گذشت , و وحى بر پيامبر(ص ) نـازل نـشـد, مـشـركـان گـفتند: پروردگار محمد, او را رها كرده , و دشمن داشته , اگر راست مى گويد ماموريت او از سوى خداست , بايد وحى بطور مرتب براو نازل مى شد.در اينجا سوره موردبحث نازل گشت ـ و به سخنان آنها پاسخ گفت .قابل توجه اين كه طبق حديثى وقتى اين سوره نازل شد پيامبر(ص ) به جبرئيل فرمود: دير كردى در حالى كه سخت به تو مشتاق بودم .جـبـرئيـل گـفت : ((من به تو مشتاقتر بودم , ولى من بنده مامورم و جز به فرمان پروردگار نازل نمى شوم ))!.

(آيـه1)ـ در آغـاز ايـن سـوره نـيـز با دو سوگند روبرو مى شويم : سوگند به ((نور)) و((ظلمت )) مى فرمايد: ((قسم به روز در آن هنگام كه آفتاب برآيد)) و همه جا را فراگيرد(والضحى ).

(آيه2)ـ ((و سوگند به شب در آن هنگام كه آرام گيرد)) و همه جا را درآرامش فرو برد (والليل اذا سجى ).

((ضـحى )) از ماده ((سجو)) به معنى اوائل روز است آن موقعى كه خورشيد درآسمان بالا بيايد و نور آن بر همه جا مسلط شود, و اين در حقيقت بهترين موقع روزاست .

((سـجى )) از ماده ((سجو)) در اصل به معنى ((سكون و آرامش )) است , و آنچه درشب مهم است همان آرامشى است كه بر آن حكمفرماست , و طبعا اعصاب و روح انسان را در آرامش فرو مى برد, و بـراى تـلاش و كـوشـش فـردا و فـرداها آماده مى سازد, و از اين نظر نعمت بسيار مهمى است كه شايسته است سوگند به آن ياد شود.ميان اين دو قسم و محتواى آيه شباهت و رابطه نزديكى وجود دارد, روزهمچون نزول نور وحى بر قـلب پاك پيامبر(ص ) است و شب همچون انقطاع موقت وحى كه آن نيز در بعضى از مقاطع لازم است .

(آيـه3)ـ و بـه دنـبـال اين دو سوگند بزرگ به نتيجه و جواب قسم پرداخته ,مى فرمايد: ((خداوند هرگز تو را وانگذاشته و مورد خشم قرار نداده است )) (ماودعك ربك وما قلى ).ايـن تـعـبير دلدارى و تسلى خاطرى است براى شخص پيامبر(ص ) كه بدانداگر گاهى در نزول وحـى تـاخير افتد روى مصالحى است كه خدا مى داند, و هرگزدليل بر آن نيست كه طبق گفته دشـمـنان خداوند نسبت به او خشمگين شده باشد يابخواهد او را ترك گويد, او هميشه مشمول لطف و عنايات خاصه خدا, و همواره در كنف حمايت ويژه اوست .

(آيه4)ـ سپس اضافه مى كند: ((و مسلما آخرت براى تو از دنيا بهتر است ))(وللا خرة خير لك من الا ولى ).تـو در اين جهان مشمول الطاف او هستى , و در آخرت بيشتر و بهتر, نه دركوتاه مدت مورد غضب پروردگار خواهى بود, و نه در دراز مدت , كوتاه سخن اين كه تو هميشه عزيزى , در دنيا عزيز و در آخرت عزيزتر.

(آيه5)ـ.آنقدر به تو مى بخشد كه خشنود شوى !.

در ايـن آيـه بـرتـريـن نويد را به پيامبر داده , مى افزايد: ((و به زودى پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوى )) (ولسوف يعطيك ربك فترضى ).

اين بالاترين اكرام و احترام پروردگار نسبت به بنده خاصش محمد(ص ) است كه مى فرمايد: آنقدر به تو مى بخشيم كه راضى شوى , در دنيا بر دشمنان پيروز خواهى شد و آيين تو جهان گير خواهد گشت , و در آخرت نيز مشمول بزرگترين مواهب خواهى بود.

بـدون شـك پـيـغمبراكرم (ص ) به عنوان خاتم انبيا و رهبر عالم بشريت خشنوديش تنهادر نجات خويش نيست , بلكه آن زمان راضى و خشنود مى شود كه شفاعتش درباره امتش نيز پذيرفته شود.

لـذا در حـديـثـى از امام باقر(ع ) از پدرش امام زين العابدين (ع ) از عمويش ((محمدبن حنفيه )) از پدرش اميرمؤمنان (ع ) مى خوانيم : رسول اللّه فرمود: ((روزقيامت من در موقف شفاعت مى ايستم , و آنقدر گنهكاران را شفاعت كنم كه خداوند گويد:ارضيت يا محمد؟; ((آيا راضى شدى اى محمد؟ .من مى گويم : رضيت , رضيت ; راضى شدم , راضى شدم ))!.

سپس اميرمؤمنان على (ع ) رو به جمعى از اهل كوفه كرده و افزود: ((شمامعتقديد اميدبخش ترين آيـات قـرآن آيـه ((قـل يـا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة اللّه ; اى كسانى كه نسبت به خود زياده روى كرده ايد از رحمت خدا نوميد نشويد)).گفتند: آرى ! ما چنين مى گوييم .فـرمـود: ((ولـى مـا اهـل بـيـت مى گوييم اميدبخش ترين آيات قرآن آيه ((ولسوف يعطيك ربك فترضى )) است ))!.

ناگفته پيداست كه شفاعت پيامبر(ص ) شرائطى دارد, نه او براى هركس شفاعت مى كند, و نه هر گـنـهـكـارى مـى تـواند چنين انتظارى را داشته باشد  در حديث ديگرى از امام صادق (ع ) مـى خـوانـيـم : ((رسول خدا وارد خانه فاطمه (ع ) شد در حالى كه لباس خشنى از پشم شتر در تن دخـتـرش بـود, بـا يـك دسـت آسـيـا مـى كـرد, و با دست ديگر فرزندش را شير مى داد, اشك در چشمان پيامبر(ص ) ظاهر شد, فرمود: دخترم ! تلخى دنيا را در برابر شيرينى آخرت تحمل كن , چرا كه خداوند بر من نازل كرده است كه آنقدر پروردگارت به تو مى بخشد كه راضى شوى; ولسوف يعطيك ربك فترضى )).

(آيه6)ـ.چنانكه گفتيم هدف اين سوره تسلى و دلدارى پيامبر اسلام (ص ) و بيان الطاف الهى نسبت به آن حـضرت است , لذا در ادامه آيات گذشته كه از اين معنى سخن مى گفت , در اينجا نخست به ذكر سـه موهبت از مواهب خاص الهى به پيغمبراكرم (ص ) پرداخته , و سپس سه دستور مهم در همين رابطه به او مى دهد.

مى فرمايد: ((آيا او (خداوند) تو را يتيم نيافت و پناه داد)) (الم يجدك يتيمافاواى ).

در شـكـم مـادر بودى كه پدرت عبداللّه از دنيا رفت , تو را در آغوش جدت ((عبدالمطلب )) (سيد مكه ) پرورش دادم .شش ساله بودى كه مادرت از دنيا رفت , و از اين نظر نيز تنها شدى , اما عشق و محبت تو را در قلب ((عبدالمطلب )) افزون ساختم .هـشـت سـالـه بـودى كه جدت ((عبدالمطلب )) از دنيا رفت عمويت ((ابوطالب ))را به خدمت و حمايتت گماشتم , تا تو را همچون جان شيرين در بر گيرد و محافظت كند.آرى تو يتيم بودى و من به تو پناه دادم .

(آيـه7)ـ بـعـد بـه ذكـر نـعـمـت دوم پرداخته , مى فرمايد: ((و تو را گمشده يافت و هدايت كرد)) (ووجدك ضالا فهدى ).آرى ! تـو هـرگز از نبوت و رسالت آگاه نبودى , و ما اين نور را در قلب توافكنديم كه به وسيله آن انسانها را هدايت كنى !.چنانكه در جاى ديگر مى فرمايد: ((تو نه كتاب را مى دانستى و نه ايمان را (ازمحتواى قرآن و اسلام قـبـل از نـزول وحـى آگـاه نـبـودى ) ولـى مـا آن را نورى قرار داديم كه به وسيله آن هركس از بندگانمان را بخواهيم هدايت مى كنيم )) (شورى /52).بنابراين منظور از ((ضلالت )) در اينجا نفى ايمان و توحيد و پاكى و تقوا نيست , بلكه نفى آگاهى از اسـرار نبوت , و قوانين اسلام , و عدم آشنائى با اين حقايق بود, ولى بعداز بعثت به كمك پروردگار بر همه اين امور واقف شد و هدايت يافت

(آيه8)ـ بعد به بيان سومين نعمت پرداخته , مى فرمايد: ((و تو را فقير يافت و بى نياز كرد)) (ووجدك عائلا فاغنى ).تـوجه ((خديجه )) آن زن مخلص باوفا را به سوى تو جلب نمود تا ثروت سرشارش را در اختيار تو و اهداف بزرگت قرار دهد, و بعد از ظهور اسلام غنائم فراوانى در جنگها نصيب تو كرد آن گونه كه براى رسيدن به اهداف بزرگت بى نياز شدى .

(آيـه9)ـ سـپـس بـه عـنـوان نتيجه گيرى از آيات قبل , سه دستور پراهميت به پيغمبراسلام (ص ) مى دهد كه هرچند مخاطب در آن شخص رسول اللّه (ص ) است ولى مسلما همگان را شامل مى شود .

نخست مى فرمايد: ((حال كه چنين است يتيم را تحقير مكن )) (فاما اليتيم فلا تقهر).تـو هـم خود يتيم بودى و رنج يتيمى را كشيده اى , اكنون از دل و جان مراقب يتيمان باش و روح تشنه آنها را با محبتت سيراب كن .ايـن نـشـان مى دهد كه در مورد يتيمان مساله اطعام و انفاق گرچه مهم است ,ولى از آن مهمتر دلـجـوئى و نـوازش و رفـع كـمـبـودهـاى عـاطفى است , و لذا در حديث معروفى مى خوانيم كه رسـول اللّه (ص ) فـرمود: ((هركس به عنوان نوازش دست برسر يتيمى كشد به تعداد هر موئى كه دست او از آن مى گذرد در روز قيامت نورى خواهد داشت )).

(آيـه10)ـ و در ايـن آيه به دومين دستور پرداخته , مى فرمايد: ((و سؤال كننده را از خود مران )) (واما السائل فلا تنهر).در اين كه منظور از ((سائل )) در اينجا چه كسى است ؟ چند تفسير وجوددارد:.

نخست اين كه منظور كسانى است كه سؤالاتى در مسائل علمى و اعتقادى ودينى دارند.

ديـگـر اين كه : منظور كسانى است كه داراى فقر مادى هستند, و به سراغ تومى آيند, بايد آنچه در توان دارى به كار گيرى , و آنها را مايوس نكنى , و ازخود مرانى .

سوم اين كه : هم ناظر به فقر علمى است و هم فقر مادى , دستور مى دهد كه به تقاضاى سائلان در هـر قـسـمت پاسخ مثبت ده , اين معنى هم تناسب با هدايت الهى نسبت به پيامبر(ص ) دارد و هم سرپرستى از او در زمانى كه يتيم بود.

(آيـه11)ـ و سـرانـجـام در سومين و آخرين دستور, مى فرمايد: ((و نعمتهاى پروردگارت را بازگو كن )) (واما بنعمة ربك فحدث ).

بازگو كردن نعمت , گاه با زبان است و تعبيراتى كه حاكى از نهايت شكر وسپاس باشد, نه غرور و بـرترى جوئى , و گاه با عمل است به اين ترتيب كه از آن درراه خدا انفاق و بخشش كند, بخششى كه نشان دهد خداوند نعمت فراوانى به اوعطا كرده است .

البته واژه ((نعمت )) تمام نعمتهاى معنوى و مادى را شامل مى شود.

لـذا در حـديـثى از امام صادق (ع ) مى خوانيم كه فرمود: معنى آيه چنين است :((آنچه را خدا به تو بخشيده و برترى داده و روزى عطا فرموده و نيكى به تو كرده وهدايت نموده همه را بازگو كن )) .


 


رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.