رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ آبان ۱۳۹۸
نمایش محتوای تولیدات ویژه

نکته ها و پیامها در سوره مبارکه ناس

Loading the player...

سوره ناس114 سوره قران کریم می باشد. اين سوره در مكه نازل شده و داراى 6 آيه است .

محتوى و فضيلت سوره ناس:

انسان هميشه در معرض وسوسه‏هاى شيطانى است ، و شياطين جن و انس كوشش دارند در قلب و روح او نفوذ كنند ، هر قدر مقام انسان در علم بالاتر رود و موقعيت او در اجتماع بيشتر گردد ، وسوسه‏هاى شياطين شديدتر مى‏شود ، تا او را از راه حق منحرف سازد و با فساد عالمى عالمى را بر باد دهد.

 

 

 

 

 

اين سوره به پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به عنوان يك سرمشق و پيشوا و رهبر دستور مى‏دهد كه از شر همه وسوسه‏گران به خدا پناه برد .

محتواى اين سوره از جهتى شبيه سوره فلق است ، هر دو ناظر به پناه بردن به خداوند بزرگ از شرور و آفات مى‏باشد ، با اين تفاوت كه در سوره فلق انواع مختلف شرور مطرح شده ، ولى در اين سوره فقط روى شر وسوسه‏گران ناپيدا ( وسواس خناس ) تكيه شده است.

در اينكه اين سوره در مكه نازل شده است يا در مدينه ؟ باز در ميان مفسران گفتگو است ، گروهى آن را مكى مى‏دانند ، و جمعى آن را مدنى مى‏شمرند ، ولى لحن آياتش با سوره‏هاى مكى موافقتر است.

و با توجه به اينكه اين سوره و سوره فلق طبق روايات با هم نازل شده ، و سورهفلق به عقيده جمع كثيرى مكى است اين سوره نيز مى‏تواند مكى بوده باشد.

در فضيلت تلاوت اين سوره روايات متعددى وارد شده از جمله اينكه در حديثى مى‏خوانيم كه پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) شديدا بيمار شد ، جبرئيل و ميكائيل ( دو فرشته بزرگ خدا ) نزد او آمدند ، جبرئيل نزد سر پيامبر نشست و ميكائيل نزدپاى او ، جبرئيل سوره فلق را تلاوت كرد ، و پيغمبر را با آن در پناه خدا قرار داد ، و ميكائيل سوره قل اعوذ برب الناس را.

در روايتى كه از امام باقر (عليه‏السلام‏) نقل شده و قبلا به آن اشاره كرديم ، مى‏خوانيم : هر كسى در نماز وتر معوذتين ( سوره فلق و ناس ) و قل هو الله احد را بخواند به او گفته مى‏شود اى بنده خدا ! بشارت باد بر تو كه خداوند نماز وتر تو را قبول كرد !

سورة الناس‏

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَب النَّاسِ‏(1) مَلِكِ النَّاسِ‏(2) إِلَهِ النَّاسِ‏(3) مِن شرِّ الْوَسوَاسِ الخَْنَّاسِ‏(4) الَّذِى يُوَسوِس فى صدُورِ النَّاسِ‏(5) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏(6)

 

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 -بگو پناهمى‏برم به پروردگار مردم.

2 -به مالك و حاكم مردم.

3 -به خدا و معبود مردم

4 -از شر وسواس خناس.

5 -كه در سينه‏هاى انسانها وسوسه مى‏كند.

6 -خواه از جن باشد يا از انسان

تفسير نمونه ج : 27ص :471

تفسير : پناه مى‏برم به پروردگار مردم!

در اين سوره كه اين آخرين سوره قرآن مجيد است روى سخن را به شخص پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به عنوان سرمشق و مقتدا و پيشواى مردم كرده ، مى‏فرمايد : بگو پناه مى‏برم به پروردگار مردم ( قل اعوذ برب الناس).

به مالك و حاكم مردم ( ملك الناس).

به خدا و معبود مردم ( اله الناس ) .

قابل توجه اينكه در اينجا روى سه وصف از اوصاف بزرگ خداوند ( ربوبيت و مالكيت و الوهيت ) تكيه شده است كه همه آنها ارتباط مستقيمى به تربيت انسان ، و نجات او از چنگال وسوسه‏گران دارد.

البته منظور از پناه بردن به خدا اين نيست كه انسان تنها با زبان اين جمله را بگويد ، بلكه بايد با فكر و عقيده و عمل نيز خود را در پناه خدا قرار دهد ، از راههاى شيطانى ، برنامه‏هاى شيطانى ، افكار و تبليغات شيطانى ، مجالس و محافل شيطانى ، خود را كنار كشد ، و در مسير افكار و تبليغات رحمانى جاى دهد، و گرنه انسانى كه خود را در معرض طوفان آن وسوسه‏ها عملا قرار داده ، تنها با خواندن اين سوره و گفتن اين الفاظ بجائى نمى‏رسد.

با گفتن رب الناس اعتراف به ربوبيت پروردگار مى‏كند ، و خود را تحت تربيت او قرار مى‏دهد.

با گفتن ملك الناس خود را ملك او مى‏داند ، و بنده سر بر فرمانش مى‏شود.

و با گفتن اله الناس در طريق عبوديت او گام مى‏نهد ، و از عبادت غير او پرهيز مى‏كند ، بدون شك كسى كه به اين صفات سه‏گانه مؤمن باشد ، و خود را با هر سه هماهنگ سازد از شر وسوسه‏گران در امان خواهد بود .

در حقيقت اين اوصاف سه‏گانه سه درس مهم تربيتى ، سه برنامه پيشگيرى ، و سه وسيله نجات از شر وسوسه‏گران است و انسان را در مقابل آنها بيمه مى‏كند.

لذا در آيه بعد مى‏افزايد : از شر وسواس خناس ( من شر الوسواس الخناس).

همان كسى كه در سينه‏هاى انسانها وسوسه مى‏كند ( الذى يوسوس فى صدور الناس).

وسوسه‏گرانى از جن يا از انسان ( من الجنة و الناس).

واژه وسواس به گفته راغب در مفردات در اصل صداى آهسته‏اى است كه از به هم خوردن زينت آلات برمى‏خيزد ! سپس به هر صداى آهسته گفته شده ، و بعد از آن به خطورات و افكار بد و نامطلوبى كه در دل و جان انسان پيدا مى‏شود ، و شبيه صداى آهسته‏اى است كه در گوش فرو مى‏خوانند اطلاق گرديده است.

وسواس معنى مصدرى دارد ، ولى گاهى به معنى فاعل ( وسوسه‏گر ) نيز مى‏آيد ، و در آيه مورد بحث به همين معنى است.

خناس صيغه مبالغه از ماده خنوس ( بر وزن خسوف ) به معنى جمع شدن و عقب رفتن است ، اين به خاطر آن است كه شياطين هنگامى كه نام خدا برده مى‏شود عقب نشينى مى‏كنند ، و از آنجا كه اين امر غالبا با پنهان شدن توأم است اين واژه به معنى اختفاء نيز آمده است .

بنابر اين مفهوم آيات چنين است : بگو من از شر وسوسه‏گر شيطان صفتى كه از نام خدا مى‏گريزد و پنهان مى‏گردد به خدا پناه مى‏برم.

اصولا شياطين برنامه‏هاى خود را با مخفى كارى مى‏آميزند ، و گاه چنان در گوش جان انسان مى‏دمند كه انسان باور مى‏كند فكر ، فكر خود او است ، و از درون جانش جوشيده ، و همين باعث اغوا و گمراهى او مى‏شود ! كار شيطان تزيين است و مخفى كردن باطل در لعابى از حق ، و دروغ در پوسته‏اى از راست ، و گناه در لباس عبادت ، و گمراهى در پوشش هدايت.

خلاصه هم خودشان مخفى هستند ، و هم برنامه‏هايشان پنهان است ، و اين هشدارى است به همه رهروان راه حق كه منتظر نباشند شياطين را در چهره و قيافه اصلى ببينند ، يا برنامه‏هايشان را در شكل انحرافى مشاهده كنند ، هرگز چنين نيست ، آنها وسواس خناسند ، و كارشان حقه و دروغ و نيرنگ و ريا كارى و ظاهرسازى و مخفى كردن حق .

اگر آنها در چهره اصلى ظاهر شوند ، اگر آنها باطل را با حق نياميزند ، و اگر آنها صريح و صاف سخن بگويند به گفته على (عليه‏السلام‏) لم يخف على المرتادين : مطلب بر پويندگان راه خدا مخفى نمى‏شود ! آنها هميشه قسمتى از اين مى‏گيرند ، و قسمتى از آن ، و به همآميزند تا بر مردم مسلط شوند چنانكه امير مؤمنان (عليه‏السلام‏) در ادامه همين سخن مى‏فرمايد : فهنالك يستولى الشيطان على اوليائهتعبير الذى يوسوس فى صدور الناس و انتخاب لفظ وسوسه و لفظ صدور ( سينه‏ها ) نيز تاكيدى بر اين معنى است.

اينها همه از يكسو ، از سوى ديگر جمله من الجنة و الناس هشدار مى‏دهد كه وسواسان خناس تنها در ميان يك گروه و يك جماعت ، و در يك قشر و يك لباس نيستند ، در ميان جن و انس پراكنده‏اند و در هر لباس و هر جماعتى يافت مى‏شوند ، بايد مراقب همه آنها بود و بايداز شر همه آنها به خدا پناه برد.

دوستان ناباب ، همنشينهاى منحرف ، پيشوايان گمراه و ظالم ، كارگزاران جباران و طاغوتيان ، نويسندگان و گويندگان فاسد ، مكتبهاى الحادى و التقاطى ظاهر فريب ، وسائل ارتباط جمعى وسوسه‏گر ، همه اينها و غير اينها در مفهوم گسترده وسواس خناس واردند كه انسان بايد از شر آنها به خدا پناه برد.

نكته‏ها:

1 -چرا به خدا پناه مى‏بريم ؟!

هر لحظه امكان انحراف براى انسان وجود دارد ، و اصولا وقتى خداوند به پيامبرش (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دستور مى‏دهد كه از شر وسواس خناس به خدا پناه برد دليل بر امكان گرفتار شدن در دام خناسان و وسوسه‏گران است .

با اينكه پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به لطف الهى و با امدادهاى غيبى ، و سپردن خويشتن به خدا از هر گونه انحراف بيمه شده بود ولى با اين حال اين آيات را مى‏خواند ، و به او از شر وسواسان خناس پناه مى‏برد با اين حال تكليف ديگران روشن است.

اما نبايد مايوس شد ، چرا كه در مقابل اين وسوسه‏گران مخرب ، فرشتگان آسمان بيارى بندگان مؤمن ، و رهروان راه حق مى‏آيند ، آرى مؤمنان تنهانيستند ، فرشتگان بر آنها نازل مى‏شود و آنها را كمك مى‏كنند : ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ( فصلت - 30 ) .

ولى به هر حال هرگز نبايد مغرور شد ، و خود را بى نياز از موعظه و پند و تذكر و امدادهاى الهى دانست ، بايد هميشه به او پناه برد هميشه بيدار بود و هميشه هشيار.

2 -در اينكه چرا ناس در سه آيه تكرار شده بعضى گفته‏اند به خاطر اين است كه در هر مورد به يك معنى است.

ولى ظاهر اين است كه براى تاكيد روى عموميت اين صفات سه‏گانه خداوند است و در هر سه مورد معنى واحدى دارد.

3 -در روايتى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏خوانيم : ما من مؤمن الا و لقلبه فى صدره اذنان : اذن ينفث فيها الملك ، و اذن ينفث فيها الوسواس الخناس فيؤيد الله المؤمن بالملك ، فهو قوله سبحانه : و ايدهم بروح منه : هر مؤمنى ، قلبش دو گوش دارد ، گوشى كه فرشته در آن مى‏دمد ، و گوشى كه وسواس خناس در آن مى‏دمد ، خداوند مؤمن را به وسيله فرشته تاييد مى‏كند و اين است معنى آيه و ايده بروح منه .

در حديث پر معنى و تكان دهنده‏اى از امام صادق (عليه‏السلام‏) مى‏خوانيم : هنگامى كه آيه و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم : كسانى كه وقتى كار بدى انجام دهند يا به خويشتن ستم كنند خدا را ياد مى‏آورند و براى گناهانشان استغفار مى‏كنند نازل شد ، ابليس بالاىكوهى در مكه رفت ، و با صداى بلند فرياد كشيد ، و سران لشگرش را جمع كرد.

گفتند : اى آقاى ما ! چه شده است كه ما را فرا خواندى ؟ گفت : اين آيه نازل شده ( آيه‏اى كه پشت مرا مى‏لرزاند و مايه نجات بشر است ) چه كسى مى‏تواند با آن مقابله كند ؟ يكى از شياطين بزرگ گفت : من مى‏توانم ، نقشه‏ام چنين است و چنان ! ابليس طرح او را نپسنديد ! ديگرى برخاست و طرح خود را ارائه داد باز هم مقبول نيفتاد ! در اينجا وسواس خناس برخاست و گفت : من از عهده آن برمى‏آيم .

ابليس گفت : از چه راه ؟ گفت : آنها را با وعده‏ها و آرزوها سرگرم مى‏كنم ، تا آلوده گناه شوند ، و هنگامى كه گناه كردند توبه را از يادشان مى‏برم ! ابليس گفت : تو مى‏توانى از عهده اين كار برآيى ( نقشه‏ات بسيار ماهرانه و عالى است ) و اين ماموريت را تا دامنه قيامت به او سپرد.


Al-Nas (Mankind), 6 ayat, Makkan sura

In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful

 

Say: I seek refuge in the Lord of mankind * 1

The King of mankind * 2

The God of mankind * 3

From the evil of the sneaking whisperer * 4

Who whispereth in the hearts of mankind * 5

Of the jinn and of mankind * 6

 

در نگاه بیشتر ببینید     ...

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.