رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۹۸
نمایش محتوای تولیدات ویژه

پهلوان ابراهیم تفتی


پهلوان ابراهیم حلاج معروف به پهلوان بزرگ یزدی متولد سال 1208 در نصرآباد پیشكوه بوده است.او كه به شغل حلاجی اشتغال داشت،در زورخانه نوروزخان یزد ورزش می كرد و از شاگردان مرشد رستم به شمار می رفت و تا پایان عمر هیچ پهلوانی نتوانست او را مغلوب كند.لذا پس از شكست دادن پهلوان شعبان از طرف ناصرالدین شاه بازوبند پهلوانی دریافت نمود.وی كه 225 سانتیمتر قد و 185 كیلو گرم وزن داشت،پس از اینكه دو بار پهلوان ابراهیم سیستانی را شكست داد به سمت پهلوان باشی دربار منصوب شد.درگذشت او نوروز 1283 در قم بوده و حكایات زیادی درباره قدرت و شیرین كاریهای او نقل شده است.. ناصرالدین شاه در اکثر مسافرت هایی که می رفت اورا باخود می برد .حتی ترکیه اسب های معمولی تاب تحمل اورا نداشتند از ترکیه اسب های تنومند با نژادی خاص برایش آوردند میل وسنگ وکباده اش بسیار سنگین وخاص خودش بود بطوریکه هیچکس توانایی تکان دادن آن راهم نداشت عصا وکفش های پهلوان هنوز در موزه پاریس نگهداری می شود از شهر های دیگر می آمدند وبا او کشتی می گرفتند ولی همگی مغلوب می شدند کم کم آوازه اش به پایتخت هم رسید او را بردند نزد ناصرالدین شاه تا با پهلوان دربار شعبان سیاه کشتی بگیرد اورا هم مثل بقیه پهلوانها به زمین زد به این ترتیب صاحب بازوبند پهلوانی پایتخت شد ودر تهران در خیابان ناصر خسرو ساکن گردید . حلال مشکلات مردم بود ورسم پهلوانی راتمام وکمال بجا می آورد همه مردم دوستش داشتند تا آخر عمر منصب پهلوانی پایتخت را حفظ کرد .پهلوان محمد عبدل یزدی شاگرد او بود . در روز اول فروردین سال 1383دارفانی را وداع گفت ودر صحن حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن گردید وی بنا به روش معمول در عهد قاجاریه، پس از دریافت بازوبند پهلوانی به شغل قاپوچی گری یعنی دربانی دربار گماشته شد و تا سالهای مدید، در دربار سلطنتی، قاپوچی یعنی دربان بود.ناگفته نماند که پهلوان ریشه ای از قوم هزاره های افغانستان دارد، او دوست دارانه بسیاری در قوم خود دارد.پهلوان ابراهیم سیستانی پهلوان دربار بود . پهلوان ابراهیم یزدی . بازوبند پهلوانی تا مدتها بر بازوی پهلوان ابراهیم یزدی ماند، تا اینکه پهلوان اکبر خراسانی حریف او شد و او را به زمین زد و بازوبند پهلوانی را تصاحب نمود. پهلوان ابراهیم در سالهای پایانی عمر خویش، علیل و بیمار و ناتوان شده و از هر دو پا به حالت فلج درآمده بود. وی سرانجام در فروردین ماه سال ۱۲۸۱ هجری خورشیدی در تهران درگذشت و ضمن انتقال به قم، در این شهر به خاک سپرده شد .پهلوان یزدی در خیابان ناصرخسرو، از سمت میدان سپه کوچه اول، دست چپ، خانه‌ای داشت. این کوچه چون پهنای خیلی کمی داشت، جمعی نام آن راکوچه آشتی کنان گذاشته بودند. [چرا که پهنای کم کوچه باعث نزدیک شدن و تماس اجباری بین افراد، از جمله افرادی که با یکدیگر قهر بودند، می‌شد!]، اما شهرت این کوچه بیشتر به نام کوچه پهلوان یزدی [کوچه پهلوون یزدی] بود. چند سالی بود که وی در اواخر عمر، از هر دو پا عاجز شده بود و نمی‌توانست بدون دو چوب زیر بغل راه برود. وی عصرها با همان دو چوب، از خانهٔ خود که واقع در کوچهٔ آشتی کنون بود بیرون می‌آمد و سر کوچه، در کنار خیابان، برای او نیمکتی گذاشته بودند، که بر روی آن می‌نشست و خیابان و عابرین را تماشا می‌کرد. روزی دو نفر از پهلوانان از آنجا می‌گذشتند. هر دو نفر به نزد پهلوان یزدی آمدند و یزدی از آن دو پهلوان احوالپرسی کرد و جویای اوضاع و احوال آنان گردید. پهلوانان به پهلوان یزدی بزرگ گفتند که در زورخانه مشغولیم و گاهی هم کشتی می گیریم. پهلوان یزدی به آنان خطاب کرد و گفت: «من این چوب دستی خودم را با یک دست خود، بر زمین فشار می دهم، اگر هر دو نفرتان با هم توانستید آن را از جا بکنید، آن وقت من می دانم که شما زورمند و پهلوان هستید!» از این گفتۀ پهلوان یزدی، به هر دو نوچه پهلوان، خیلی برخورد و به همین جهت هر دو با هم، سخت مشغول زورآزمائی شدند و با تمامی توان و نیروی خود، سعی کردند که چوب دستی او را از زمین بکنند، امّا هر قدر که زور زدند، نتوانستند، و چوبدستی که به نیروی دست پهلوان یزدی پیر، بر زمین فشرده شده بود، حتی از جای خود، تکان هم نخورد!. پس پهلوان یزدی، به آنان خطاب کرد و گفت: «هنوز پهلوان حقیقی نشده اید!، باز هم باید کار کنید تا پهلوان حقیقی شوید

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.