نمایش محتوای تولیدات ویژه

کتاب تاریخ مسیحیت به قلم محمد حقانی فضل

کتاب تاریخ مسیحیت، در دو جلد به قلم محمد حقانی فضل و به همت كانون اندیشه جوان منتشر شد. این کتاب به بیان سرگذشت مسیحیت در خلال تاریخ دوهزار ساله اش می پردازد. اما تلاش شده است که بیان تاریخ از قصه گویی فراتر برود و بتواند در مسیر نقل پستی و بلندیهای تاریخ مسیحی، تصویری از برخی جنبه های اعتقادی و اجتماعی این دین نیز به دست بدهد. بیان جزئیات تاریخی از عهده کتابی در این حجم خارج است. اما سعی شده است مهمترین و حساس ترین وقایع و جریانات تاریخی با نگاه منصفانه بیان شوند. فصلهای کتاب عبارتند از: فصل اول: بستر پیداش مسیحیت فصل دوم: عیسی(ع) فصل سوم: دوره رسولان فصل چهارم:تلاش برای بقا فصل پنجم: از پایان شکنجه ها تا قرون وسطا جلد اول این کتاب در ۱۹۰ صفحه و با قیمت ۹۰۰۰ تومان منتشر شده است. جلد دوم این کتاب به بیان سرگذشت مسیحیت در خلال تاریخ دوهزار ساله اش می پردازد. اما تلاش شده است که بیان تاریخ از قصه گویی فراتر برود و بتواند در مسیر نقل پستی و بلندی های تاریخ مسیحی، تصویری از برخی جنبه های اعتقادی و اجتماعی این دین نیز به دست بدهد. بیان جزئیات تاریخی از عهده کتابی در این حجم خارج است. اما سعی شده است مهمترین و حساس ترین وقایع و جریانات تاریخی با نگاه منصفانه بیان شوند. فصل های کتاب عبارتند از: فصل اول: قرون وسطی فصل دوم: نهضت اصلاح دینی فصل سوم: دوره مدرن. این کتاب در ۲۰۸ صفحه و قیمت ۱۰۰۰۰ تومان منتشر شده است زمان پیدایش رهبران مسیحیت كدام است؟ در اینجا برای درك بهتر مسئله و سهولت فهم آن قرن اول میلادی را به سه بخش تقسیم می كنیم: الف. عصر حیاتِ زمینیِ مؤسس دین، یعنی حضرت عیسی ـ علیه‎ السلام ـ كه از سال اول تا 30 میلادی را شامل می شود. ب. عصر گسترش مسیحیت كه از سال 30 تا 64 میلادی را شامل می شود. ج. عصر نزاعهای عقیدتی كه از سال 64 تا حدود 100 میلادی را شامل می شود. از همان آغاز عصر گسترش مسیحیت، در رهبری جهان مسیحیت اختلاف بروز كرد چرا كه در دورة گسترش مسیحیت دو شخصیت عمدة مسیحیت یعنی پطرس و پولس نقش آفرینی می كردند. فلذا از همان آغاز جهان مسیحیت دارای دو رهبر بود. عده ای طرف دار پطرس بودند و عده ای دیگر طرف دار پولس، هر كدام از آنها عقاید و افكار جداگانه ای داشتند. یكی عیسی را بشرمی دانست و دیگری خدا. این وضع به همین منوال بود و در پرتو این دو دسته گی، شاخه های دیگری با رهبران مستقل از آنها منشعب شدند. به عنوان مثال می توان به مذاهبی چون: نسطوریه: كه رهبر آنها شخصی به نام نسطور بود. یعقوبیه:[6] كه رهبر آنها همان طور كه ادعا می كردند شخصی به نام یعقوب برادر حضرت عیسی بود. و مذاهب دیگری چون الیانیه و الیلیارسیه و مقدانوسیه و سبالیوسیه و نوئتوسیه و بولسیه. اشاره كرد. این اختلافات و چند دستگی ها در میان دنیای مسیحیت وجود داشت تا اینكه در قرن چهارم میلادی كنستانتین، امپراطور روم به كیش مسیحیت در آمد، او ایمان خودش را در میان ملت اعلام كرد و دین مسیحیت را دین رسمی كشور اعلام نمود. این كار او باعث شد كه در دنیای مسیحیت وحدتی ایجاد شود و جهان مسیحیت دارای یك رهبری واحد كه همان رئیس كلیسای روم بود، شود. اما چون اساس دین مسیحیت یعنی پایه هایی كه این دین روی آن استوار شده بود غیرمعقول بود از همان اوایل انتشار دعوت نصرانیت و روی آوردن محصلین به ابحاث دینی در مدارس روم و اسكندریه و سایر مدارس مسیحیت، درگیری و مشاجره در میان علمای نصارا رخ داد. فلذا كلیسا روز به روز مراقبت خود را در جلوگیری از این درگیری ها و حفظ وحدت كلمه، بیشتر نمود و مجمعی تشكیل داد كه هر وقت از ناحیة بُطْریق و یا اسقفی حرف تازه و ناسازگاری پیدا شد و در آن مجمع آن بُطْریق یا اسقف قانع نشد با چماق تكفیر و تبعید و حتی قتل او را سر جای خود بنشانند. در نتیجه كلیسای روم توانست با تفتیش عقاید سیطرة روز افزون خودش بر سایردول اروپایی چون فرانسه و انگلیس و... گسترش داده و آنها را به سوی نصرانیت جلب كند. به همین خاطر در سال 590 میلادی كلیسای روم رهبری و سیاست مطلقه بر همة عالم مسیحیت را به دست آورد. اما این رهبری واحد دردنیای مسیحیت دیری نپایید، چرا كه چیزی نگذشت كه امپراطوری روم به دو امپراطوری شرقی و غربی تقسیم شد و همین امر منجر به بروز و ظهور دو رهبری در دنیای مسیحیت گردید، یكی رهبری كلیسای قسطنطنیه (استانبول) و دیگری رهبری كلیسای روم كه به پیروان كلیسای قسطنطنیه ارتودكس و به پیروان كلیسای روم كاتولیك می گویند. در نتیجة این شكاف بزرگ در دنیای مسیحیت، مسیحیان دارای دو رهبری جداگانه شدند، وضع به همین صورت سپری شد تا اینكه در قرن 16 میلادی در نتیجة سخت گیریها و دیكتاتوریها و دخالتهای بیجای كلیسای روم غربی (كاتولیكها) مردم از كلیسا زده شدند و عده ای از متدینین به انجیل، علیه كلیسا شورش كردند و خواستار آزادی شدند و در آخر نه تنها از پیروی رؤسای كلیسا و پاپ ها سر باز زدند بلكه در تعالیم انجیلی به كلی از اطاعت كلیسای روم سر باز زده اعتنایی به دستورات صادره از آن نكردند كه به این دسته پروتستان گویند. این دومین شكاف عمده ای بود كه در جهان مسیحیت ایجاد شد كه حاصل آن تقسیم شدن مسیحیان جهان به سه دستة بزرگ یعنی ارتودوكس، كاتولیك و پروتستان بود و هر كدام از آنها دارای رهبری جداگانه ای شدند. اما غیر معقول بودن پایه های دین مسیحیت نگذاشت كه كار به همین جا ختم شود، چرا كه در قرون 19 و 20 میلادی هر كدام از مذاهب سه گانة مسیحیت (ارتودوكس، كاتولیك، پروتستان) به شاخه های فرعی دیگری تقسیم شدند تا جایی كه در پایان قرن 19 و آغاز قرن 20 میلادی مسیحیان ارتودوكس در هر منطقه، كلیسای مستقلی را با رهبری مستقل ایجاد كردند كه تقریباً تعداد آنها به 15 رسیده است. و از كاتولیكها شاخه هایی چون الكاتاد[15] و مورمونها[16] جدا شدند كه هر كدام از آنها دارای رهبری جداگانه با اعتقادات جداگانه می باشند. و از پروتستانها نیز شاخه های فراوانی با نامهای گوناگون منشعب شدند كه از آنها می توان به لوتریه، جیش الخلاص، میتودیه، عنصریه، شهودیهوه اشاره كرد. همان طور كه مشاهده می كنید مسیحیان به خاطر فرار از اعتقادات غیرمعقول و نیز به خاطر آزاد شدن از قوانین سخت گیرانة كلیسای روم در هر منطقه ای كلیسای مستقلی را تأسیس كرده اند كه دارای رهبر مستقلی می باشد. فلذا می توان زمان پیدایش رهبران مسیحیت را به چهار دوره تقسیم كرد. الف. عصر گسترش مسیحیت (30 تا 64) كه منجر به پیدایش دو گروه، طرف داران پطرس و طرفداران پولس شد. ب. قرون حدود قرن 5 و 6 میلادی كه منجر به پیدایش دو مذهب كاتولیك و ارتدوكس شد. ج. ابتدای بروز نهضت اصلاح دینی (حدود قرن 16 میلادی) كه منجر به منشعب شدن پروتستانها از كاتولیكها شد. د. اواخر قرن 19 و اوائل قرن 20 میلادی كه منجر به انشعابات فراوان در هر یك از سه مذهب اصلی مسیحیان یعنی ارتودوكسها، كاتولیكها و پروتستانها شد. فلذا می توان ادعا كرد كه در عصر حاضر هر كلیسایی، دارای حكومتی جداگانه است، زیرا هر كدام دارای رهبر و اسقف مستقل با اعتقادات خاص خودش می باشد. صهیونیسم مسیحی مسیحیان انجیل‌گرا گاهی اوقات متهم می‌شوند که به‌اندازه‌ی کافی نسبت به سیاست علاقمند نیستند. شاید این اتهام در بسیاری موارد صدق کند اما مطالعه‌ی چالش‌برانگیز استفان سایزر درباره‌ی صهیونیسمِ مسیحی نشان‌می‌دهد که دست‌ِ کم در زمینه‌ی سیاست‌های خاورمیانه‌ی معاصر، آنها قطعاً اینگونه نیستند. دکتر استفان سایزر، نویسنده‌ی کتاب صهیونیسم مسیحی، همانند بسیاری دیگر از منتقدان غربی جریان صهیونیسم مسیحی، در جوانی از بازدیدکنندگان ارض موعود و متاثر از تبلیغات شورآفرین انجیل‌گرایان آمریکایی، بوده است. جرقه‌ای که از دیدار با مسیحیان بومی فلسطین و مشاهده واکنش مسیحیان غربی در نادیده انگاشتن آنها در ذهن وی درخشید، او را به تحقیق و بررسی آکادمیک جریان صهیونیسم مسیحی واداشت. کتاب حاضر یکی از ثمرات پر بار و ارزشمند سی سال مطالعه و تلاش پیگیر و ارزیابی دقیق اوست و به لحاظ گستردگی مطالب و شمول آنها، در عین رعایت اختصار، کتابی جامع و فراگیر است. او در این مسیر به عنوان اندیشمندی آزاداندیش، امانت و انصاف را رعایت کرده است. سایزر در کتاب خود، برخلاف بسیاری دیگر از کتاب‌های ترجمه شده به فارسی در این موضوع، بیش از پرداختن به اسطوره‌های صهیونیسم یهودی و جریانات و پیامدهای صرفاً سیاسی روابط صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم یهودی، به نقد و واکاوی بنیان‌های جریانات کلامی و الهیات مسیحیت، درون جنبش صهیونیسم مسیحی پرداخته و آنها را بررسی و دسته‌بندی کرده است. کتاب او همچنین شامل جریان‌شناسی، شخصیت‌شناسی و دسته‌بندی صریح و باریک‌بینانه‌ی بنیان‌گذاران جریان صهیونیسم مسیحی است. دسته‌بندی سایزر بر مبنای تاریخچه، مبانی آخرت‌شناسی و شخصیت‌نگاری افراد برجسته‌ی شاخه‌ی اصلی صهیونیسم مسیحی شکل گرفته است. نویسنده در سراسر کتاب با ارایه‌ی نقل قول‌های و شواهد مستدل، مجموعه‌ای گزیده و جامع از اطلاعات را ارایه می‌کند تا خواننده خود قادر به نقد، بررسی و نتیجه‌گیری از مطالب عنوان شده در کتاب ‌باشد. کتاب در چهار فصل با عنوان‌های زیر تدوین شده است: 1. ریشه‌های تاریخی صهیونیسم مسیحی 2. اصول الهیات صهیونیسم مسیحی 3. پیامدهای سیاسی صهیونیسم مسیحی 4. نتیجه‌گیری علاوه بر مباحث فوق، واژه‌نامه‌ای فراگیر درباره مفاهیم و کلمات کلیدی در جریان‌شناسی صهیونیسم مسیحی در کتاب گنجانده شده است. همچنین کتاب‌نامه‌ای جامع و کامل از سایر کتاب‌های منتشر شده در موضوع مذکور در پایان کتاب آمده است. در زیر بخش‌هایی از پیش‌گفتار کتاب به قلم دیوید پیترسون مرور می‌شود: مسیحیان انجیل‌گرا گاهی اوقات متهم می‌شوند که به‌اندازه‌ی کافی نسبت به سیاست علاقمند نیستند. شاید این اتهام در بسیاری موارد صدق کند اما مطالعه‌ی چالش‌برانگیز استفان سایزر درباره‌ی صهیونیسمِ مسیحی نشان‌می‌دهد که دست‌ِ کم در زمینه‌ی سیاست‌های خاورمیانه‌ی معاصر، آنها قطعاً اینگونه نیستند. ولی آیا پایه‌های الهیاتی این وضعیتِ سیاسی گمراه شده و برآیند آن مخالف خواسته خدا است؟ برآورد دقیق استفان از این جنبش نشان می‌دهد که الهیات واقعاً برای آنها موضوعیت داشته و اگر نگاه الهیاتی آنها نادرست باشد، پیامدهایش مصیبت‌بار می‌شود. او در فصل اول کتاب به بررسی تاریخی توسعه‌ی این جنبش پرداخته است. گذارهای صهیونیسم‌ِ مسیحی از انگلستان‌ِ کشاورزیِ ابتدای قرن نوزدهم، تا شاخه‌ی اصلی انجیل‌گرای امریکایی آن در قرن بیستم را مرور کرده و با دلایل تاریخی و تفسیری درگیر شدن صهیونیسم مسیحی با مکاتب مختلف اندیشه را متذکر می‌شود. استفان در فصل دوم کتابش به تحلیل و مرور مبانی الهیات صهیونیسم مسیحی پرداخته است. فصل سوم این کتاب نشان می‌دهد که چگونه باور به برگزیده بودن یهودیان(و نه مسیح و کلیسا) به‌عنوان قوم برگزیده‌ی خدا، صهیونیست‌های مسیحی را به‌تصدیق و تبرئه‌کردن بسیاری از سیاست‌های کنونی دولت اسرائیل مثل الحاق زمین‌های فلسطینیان و اسکان یهودیان در آنها هدایت کرده است. بازگشت یهودیان به اسرائیل واقعاً حمایت و تسهیل می‌شود و دولت‌های غربی تحت فشار قرار می‌گیرند تا سفارت‌های خود را به اورشلیم برده، آن ‌را به‌عنوان پایتخت الهی و انحصاری یهودیان به‌رسمیت بشناسند. آنان که معتقدند متون مقدس بازسازی معبد در اورشلیم و از سرگیری نظام کهانت و قربانی را پیشگویی کرده، در درجات مختلف به حمایت از سازمان‌هایی که درصدد بازسازی معبد یهودی هستند می‌پردازند. آن‌گونه که استفان نتیجه‌گیری کرده: «از آنجا که صهیونیست‌های مسیحی اعتقاد دارند جنگی مکاشفه‌ای میان خیر و شر در آینده‌ای نزدیک روی می‌دهد، دورنمایی از صلحی پایدار میان یهودیان و اعراب وجود ندارد. در حقیقت، آنانی که طرفدار سازش اسرائیل با اسلام یا همزیستی با فلسطینیان هستند، کسانی هستند که عازم مقابله با خدا و اسرائیل در جنگ قریب‌الوقوع آرماگدون هستند.» من امیدوارم صهیونیست‌های مسیحی‌ای که این کتاب ‌را می‌خوانند در نظر داشته باشند که کتاب‌را کسی نوشته که همانند آنان به وحی و برتری متون مقدس باور دارد و سعی کرده با دقت، چالشی را که در برابر خط خاص تفسیری آنان وجود دارد بیاورد. این کتاب سال 2004 برای اولین بار در انگلستان چاپ شده و تا 2006 به چاپ سوم رسیده است. استفان سایزر که خود از کشیشان دانشگاهی آمریکا بوده و یک کاتولیک متعصب به‌شمار می‌آید، پیش‌تر هم دراین مورد و در رساله‌ی دکترایش در این زمینه قلم‌زده است. کتاب اخیر او با نام«مسیحیت صهیونیستی؛ نقشه، راهی به آرماگدون» را خانه‌ی فرهنگ و هنر سافیا ترجمه کرده و در دست انتشار دارد.


رای شما
میانگین (4 آرا)
The average rating is 3.75 stars out of 5.